SDS Int'l Group
SDS International Group, was founded on the belief that economic growth and environmental sustainability are not merely compatible objectives.
“Sustainable Development Strategy International Group (SDS)”, was founded on the belief that economic growth and environmental sustainability are not merely compatible objectives; their integration is essential for the future of humankind. We work with partners in the public and private sector in developing and emerging countries around the world to put green growth at the heart of economic planni
12/07/2015
شاخصهای جمعیت ایران
به مناسبت 11 جولای، روز جهانی جمعیت
یازدهم جولای روز جهانی جمعیت نامیده شده است. روزی که از سال 1989 وارد تقویم شد تا جهان، عواقب رشد بیرویه جمعیت را از یاد نبرد.
این تاریخ یادآور یازدهم جولای 1987 است که در آن جمعیت جهان از مرز پنج میلیارد گذشت.
حدود 40 سال پیش بود که سازمان ملل متحد برای نخستین بار برنامه مدونی برای تنظیم خانواده و کنترل جمعیت ارائه کرد.
با وجود تمام پیشرفتهای بهدست آمده، همچنان بیش از نیم میلیون زن در سراسر جهان در هنگام تولد کودکان خود میمیرند و ایدز، مشکلات ناشی از بارداری ناخواسته و سقط جنین در شرایط غیر بهداشتی، جان بسیاری از زنان در کشورهای در حال توسعه را تهدید میکند.
مطالعهی شاخصهای جمعیت در ایران
براساس شاخصهای عمده اقتصادی منتشره از سوی بانک مرکزی در پایان سه ماهه سوم سال 1393، جمعیت شهری کشور 56.4 میلیون نفر و جمعیت روستایی حدود 21.4 میلیون نفر بوده است.
این در حالی است که با توجه به رشد حدود 1.2 درصدی جمعیت میزان تراکم جمعیت در کشور به 47.2 نفر در هر کیلومتر مربع رسید.
بر این اساس، جمعیت فعال نزدیک به 23.9 میلیون نفر بوده که منتهی به نرخ بیکاری 10.5 درصدی در سه ماهه سوم سال گذشته شده است.
این درحالی است که نرخ بیکاری در سطح در شهر 11.7 و در روستاها 7.4 درصد گزارش شد که در این بین، نرخ بیکاری زنان 20.3 درصد و مردان 8.7 درصد است.
همچنین، در پاییز سال 1393، نرخ بیکاری در بین جوانان 15 تا 29 ساله، 21.8 درصد و جوانان 15 تا 24 ساله، 25.7 درصد بوده است.
مطالعهی شاخصهای سلامت و جمعيت در جمهوری اسلامی ايران، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی و با همکاری مركز آمار ايران، در سالهای 1379 و 1389 اجرا شد. در اين مطالعه، بسياری از شاخصهای رفاهی، اقتصادی-اجتماعی، باروری، پوشش خدمات سلامت كودكان و مادران، مرگ و میر كودكان، ميزان دانش مردم در زمينه بيماریهای مهم از جمله ايدز و … تعيين گرديد و به عنوان پايهای برای برنامهريزیهای نظام سلامت در طی سالها مورد استفاده قرار گرفته است.
با عنایت به تدوین برنامه توسعه فرهنگی و اقتصادی پنج سال ششم، اجرای برنامهی تحول نظام سلامت و توجه ويژه به طراحی مداخلاتی برای كاهش بیعدالتی در سلامت، تهیه و محاسبه شاخصهای مهم سلامت از اولویتهای نظام سلامت کشور میباشد.
همچنین، محاسبهی شاخصهای اهداف توسعه هزاره (MDGs) که از تعهدات بينالمللی كشورمان است، تنها از طريق انجام مطالعات معتبر و نظاممند درخصوص شاخصهای جمعيتی، بهداشتی و اجتماعی امکانپذير خواهد بود.
با گذشت حدود پنج سال از مطالعه دوم (MIDHS89) ضرورت انجام دوره سوم مطالعه مشاهده میشود و با توجه به تغییر برخی سیاستهای کلان کشوری و طراحی مداخلاتی نظیر برنامه تحول نظام سلامت، به نظر می رسد لزوم دستيابی به شاخصهای جديد اجتناب ناپذير است.
هدف از اجرای این مطالعه، تعيين شاخصهای جمعيتی، رفاهی، اقتصادی-اجتماعی خانوارها، باروری، پوشش خدمات سلامت زنان، مادران و كودكان در سال 1394 میباشد.
در این دوره از مطالعه نیز، مانند دورههای قبل، تولید شاخصها در سطح استانهای کشور مورد تاکید قرار می گیرد. انجام پیمایش از مرحلهی طراحی تا اجرا و تدوین گزارش نهایی با همکاری و نظارت مرکز آمار ایران و با هماهنگی و تعامل با ادارات کل مربوطه در وزارت بهداشت خواهد بود.
برگرفته از:
فرهنگ نیوز
20/03/2015
امیرکبیر، مردی با آرمانهای بلند
به مناسبت شهادت میرزا تقی خان امیركبیر- بیستم دی ماه 1230
میرزا محمدتقی خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی در سال ۱۲۲۲ ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائممقام سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمهسلطان دختر استاد شاه محمدبنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی خان به خاطر هوش و استعداد کمنظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزابزرگ و سپس قائممقام فراهانی قرار گرفت و به ترتیب به سمت منشیگری آن دو دست یافت و به سرعت مورد توجه قائممقام و عباس میرزا نایبالسلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزامحمدتقی خان همراهی خسرومیرزا فرزند نایبالسلطنه و هیئت همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر بهدنبال قتل گریبایدوف وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال ۱۲۴۴ و به منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت.
میرزاتقی خان طی سالهای آتی بیش از پیش در انجام امور دیوانی و غیره، لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلیشاه در دستگاه محمدخان زنگنه امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در ۱۲۵۳ ق میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در ۱۶ شوال ۱۲۵۳ به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول تزار روسیه ملاقات کرد. از مهمترین مأموریتهای سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمد شاه ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح ارزنةالروم بود که به عنوان «وکیل تام الاختیار» ایران در ماه صفر ۱۲۵۹ آغاز شد و بهرغم تمام مشکلاتی که بروز کرد پساز چهار سال که از اقامت امیرکبیر در عثمانی سپری میشد قرارداد صلح مطلوبی با عثمانی به امضا رسید. پس از عقد قرارداد صلح در ۱۶ جمادی الثانی ۱۲۶۳ امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. امیرنظام که از سالها قبل با ناصرالدین میرزا الفت و نزدیکی پیدا کرده بود پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در ۱۴ شوال ۱۲۶۴ سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد.
امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر اتابک اعظم نیز مفتخر شد. امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورشها و یاغی گریها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحافات پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد.
از جمله اقدامات مهم امیرکبیر پایان دادن و سرکوب شورش محمدحسن خان سالار فرزند اللهیارخان آصف الدوله در خراسان (در نوروز ۱۲۶۶ ق) بود. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال میکرد اصلاحات گسترده ای در امور اداری کشور به عمل آورد و با ریشهکن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد؛ بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهمترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایهگذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه گذاری کرد سخت تمجید و تحسین میکنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تأسیس سازمان اطلاعاتی - جاسوسی و خبررسانی و خفیهنویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل میکرد. امیر کبیر همچنین تلاشهای بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بستنشینی انجام داد که در موارد بسیار، روندی انحرافآمیز یافته بود.
از دیگر اقدامات امیرکبیر تأسیس دارالفنون بود که پس از تلاشهای بسیار در ۵ ربیعالاول ۱۲۶۸و فقط ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (۱۲۶۴─ ۱۲۶۸ ق) گامهای استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاشهای فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه وقایعاتفاقیه، تلاش برای ترجمه و انتشار کتب از دیگر اقدامات امیرکبیر بود. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقاء شأن و منزلت علما و روحانیون کوشید. بهویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه بابیه که با محاکمه و اعدام سید علیمحمدباب بهپایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیشازپیش تحکیم بخشید. وطندوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارتخانههای خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی - اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود.
امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود در روز جمعه ۲۲ ربیعالاول ۱۲۶۵ با ملکزاده خانم عزتالدوله خواهر تنی شاه ازدواج کرد.
تلاشهای اصلاحگرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاشهای جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس میرفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئههای نمایندگان سیاسی این دو کشور و همگامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان بهتدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورده از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامیاش معزول کرده و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و همدستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه ای (حاجب الدوله) را مأمور قتل امیرکبیر کرد.
امیرکبیر در محرم ۱۲۶۸ از مقام صدارت عظمی عزل شد و در شب شنبه ۱۸ ربیعالاول ۱۲۶۸ توسط حاجبالدوله در حمام فین کاشان به قتل رسید.
روایتی از چگونگی صدور حکم قتل امیر کبیر توسط ناصرالدین شاه
میرزا آغاخان نوری و مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه بیشترین نقش را در توطئه قتل امیر کبیر بازی کردند و ریشه این اختلاف بر خلاف باور اکثریت مردم ریشه ای تر از این حرف ها بود در این مورد نویسنده کتاب زندگانی امیر کبیر دلیل این اختلاف را اطلاع امیر کبیر از انحرافات اخلاقی مهد علیا و میرزا آغاخان نوری می داند و می گویند مهد علیا رعایت آبروی خاندان سلطنت را نمی کرد و این شروع این اختلاف و فتنه بود که با بیان این حقیقت توسط امیر کبیر به ناصر الدین شاه به آن دامن زده شد و باز در این خصوص نقل کرده اند که امیر کبیر پیشنهاد داد تا یک روز که به شکار می روند اعلیحضرت به طوری که صورت اشتباه داشته باشد مهد علیا را نشانه بگیرد و این لکه ننگ را پاک کند و همچنین پس از آن به سراغ میرزا آغاخان نوری برود و آن را اعدام کنند ، اما قبل از عملی کردن این نقشه ، این خبر توسط خبرچینان میرزا آغاخان نوری به گوشش رسید و بلافاصله به اطلاع مادر ناصرالدین شاه رساند و این نقشه و دام با اطلاع آنها از موضوع رفع شد و حتی برعکس وسیلی ای برای دستگیری و اختلاف انداختند بین امیر کبیر و ناصرالدین شاه شد زیرا که این دو با نفوذی که داشتن توانستند رای ناصرالدین شاه را بزنند و اوضاع را به نفع خود بر گردانند ، و موفق شدند امیر کبیر را از مقام عزل و بعد از چندی به کاشان تبعید کنند ولی مهدعلیا و میرزا آغاخان نوری که کینه ای بیش از این حرف ها از وی داشتند حتی بعد از عزل و تبعید آن را رها نکردند و در یکی از روزها ، نقشه گرفتن فرمان قتل را از ناصرالدین شاه کشیدند. این نقشه ساده ای نبود، زیرا با تمام بد گویی هایی که نسبت به امیر کبیر نزد شاه کرده بودند شاه بازهم از ته دل با آنان موافق نبود ، بنابراین این دو به این نتیجه رسیدند که فرمان قتل امیر کبیر را نمی تواننددر حالت عادی از شاه بگیرند ، پس مادر شاه دستور داد یکی از زنهای زیبای روی و مورد علاقه شاه را نزد شاه بفرستند و سند حکم قتل را به او پسپارند و همان شد.
می گویند دستور قتل امیر را توسط یکی از زنان زیبا و مورد علاقه شاه در حال مستی از او گرفتند. آن زن از او خواست که این سند را امضا کند و شاه هم فوراً آن را امضا کرد و او هم بلافاصله آن را نزد دشمنان امیر فرستاد .
شاه وقتی به حالت عادی برگشت خواست آن فرمان را به او برگردانند … جواب این بود که حکم به مامور اجرا داده شده است .
حکم امضا شده تسلیم علی خان حاجب الدوله شد و وی همراه چهار نفر دیگر با سریعترین وسائل ممکن به سوی کاشان حرکت کرد و وی بلاخره امیر را در حمام به دام انداخت ، حال جالب این است که خود این شخص توسط خود امیر کبیر به دربار راه یافت و به سمت فراشباشی منتصب شده بود وقتی وی به امیر کبیر داستان را گفت امیر کبیر فکر کرد می تواند از وی تقاضای مهلت کند ولی او قبول نکرد، حتی وی خواست با خانواده اش وداع کند ما باز هم او نپذیرفت و فقط قبول کرد نحوه کشته شدنش را خودش تعیین کند … امیر عادت به رگ زدن و خون گرفتن داشت بنابراین دستور داد دو رگ در دوبازوی او را قطع کردند، تمام صحن گرمخانه از خون امیر رنگین شد، سپس حوله ای به دهان امیر کرد و راه نفس را که به شماره افتاده بود بر او بست.
برگرفته از:
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
21/12/2014
يلدا، شبِ گرمِ مهربانان جاودانه باد
روابط عمومى گروه بين المللى توسعه پايدار
21/12/2014
به مناسبت بیستم دسامبر، روز بینالمللی همبستگی بشر1
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است*
20 دسامبر (29 آذر ماه) در تقویم مناسبت های جهانی به عنوان روز بینالمللی همبستگی بشر تعیین شده و به همین جهت در عرصه جهانی، بسیاری از فعالان حقوق بشر و یا فعالان صلح و به طور خاص پژوهشگران حقوق همبستگی، این مناسبت را گرامی می دارند و در این خصوص، فعالیتهایی معمول میدارند.
نوشتار حاضر که به بیان مفاهیمی کلی در باب این روز پرداخته، تلاش کرده است تا توجه هر چه بیشتر علاقمندان صلح، دوستی و همبستگی بینالمللی را به ضرورت تحرک وسیعتر در این زمینهها، جلب نماید.
1. روز بین المللی همبستگی، در سال 2005 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به عنوان ابتکاری در جنگ علیه فقر2 مطرح شد. قطع نامه 60/209 مجمع عمومی تحت عنوان اجرای دهه اول ملل متحد برای ازبین بردن فقر (2006-1997) اعلام کرده است که: «... سران کشورها و دولتها، همبستگی را به عنوان یکی از ارزشهای جهانی و بنیادین که روابط بینالملل را در قرن بیست و یکم در برمیگیرد، به رسمیت میشناسند و در این نگاه تصمیم میگیرند تا 20 دسامبر هر سال را، روز بینالمللی همبستگی اعلام کنند.»
قبل از تحول یاد شده، با قطع نامه 265/57 مجمع عمومی در بیستم دسامبر 2002، صندوق همبستگی بینالمللی تاسیس شد که در فوریه سال 2003 به عنوان یک سرمایه امانی برنامههای توسعه سازمان ملل به کار گرفته شد. هدف آن، حذف فقر و ارتقای توسعه انسانی و اجتماعی در کشورهای درحال توسعه بود، به ویژه میان فقیرترین قسمتها.
روز همبستگی بینالمللی همچنین، در اعلامیهای که در نشست توسعه هزاره4 در سال 2000 تصویب شد، هم ریشه دارد. در این اعلامیه نیز، دولتها همبستگی را به عنوان یک ارزش بنیادین لازم برای روابط بینالمللی در قرن بیست و یکم اعلام کردند. آنها گفتند چالشهای جهانی باید به طریقی مدیریت شود که هزینهها و مسوولیتها به طور منصفانه مطابق با اصول انصاف و عدالت اجتماعی توزیع گردد. آنهایی که در رنج و بدبختی به سر می برند و از مزایای کمتری بهرهمندند، شایسته کمک آنهایی هستند که در راحتی هستند و از امتیازات بیشتری برخوردارند. در زمینه جهانیسازی و چالش رشد نابرابری، تقویت همبستگی و مشارکت بینالمللی برای تحقق اهداف توسعه هزاره امری لازم و ضروری است.
2. از سوی سازمان ملل، روز بینالمللی همبستگی روزی برای جشن گرفتن وحدت در عین کثرت، روز یادآوری به کشورها برای احترام به توافقنامههای بینالمللیشان، روز بالا رفتن آگاهی عمومی از اهمیت همبستگی، روز تشویق بحث درباره طرق ارتقا همبستگی برای دستیابی به اهداف توسعه هزاره شامل از بین بردن فقر و روز تشویق ابتکارات در جهت از بین بردن فقر نیز، نامیده شده است. در این روز، اهمیت اقدام جمعی در توجه به چالشهای جهانی و اهداف توسعه جهانی مد نظر قرار میگیرد.
3. از سوی نهادهای بینالمللی همچنین، اعلام شده که ارتقای فرهنگ همبستگی و روح مشارکت برای جنگ با فقر همواره لازم بوده و هست و اعلام روز 20 دسامبر به عنوان روز همبستگی بینالمللی، راهکاری برای دستیابی به آرمانهای جهانی صلح، حقوق بشر و توسعه است که هر سه، جزو اهداف اولیه سازمان ملل متحد و جامعه بینالمللی هستند. همبستگی با مردمی که تحت تاثیر فقر و سرکوب هستند، یکی از اصول بنیادین سازمان ملل است. همبستگی بر مبنای برابری، فراگیری و عدالت اجتماعی، یک تعهد چندجانبه را میان همه اعضای جامعه ملی و سرتاسر جامعه جهانی بیان میکند؛ یعنی برای دستیابی به همبستگی، همه مردم و دولت ها موظفند تکالیفی را انجام دهند. یکی از این تکالیف، همکاری میان تمامی عواملی است که میتوانند موجبات همبستگی بیشتر را فراهم آورند، دولتها، سازمانهای فراملی و مردمنهاد، جامعه مدنی و بخش خصوصی. همبستگی، کار اصلی سازمان ملل از زمان تاسیسش را تعریف میکند؛ یعنی همراهی با تمامی ملل و مردم برای ارتقای صلح، حقوق بشر و توسعه اجتماعی و فرهنگی. همبستگی قوی میان مردم و دولت ها منجر به دست یابی به صلح و امنیت جهانی خواهد شد.
4. در سطح جهانی، مشکلات و مسائلی وجود دارند که یک کشور تنها قادر به حل آنها نیست و آن مسائل و مشکلات، خصوصا برای فقیرترین ملل و کشورها، آسیبهای بیشتری را به همراه دارد: تغییرات آب و هوایی، عدم امنیت غذایی یا دسترسی به آب سالم و فجایع طبیعی مانند سیل و زلزله. تعیین این روز، به عنوان ایجاد فرصتی برای توجه به مشکلات جهانشمول در راستای ساختن جهانی بهتر و امنتر برای همه نیز، تلقی شده است.
در چنین روزی فعالیتهایی چون ترویج نشستهایی با موضوعات ممنوعیت مینهای زمینی، فراهمسازی دارو و وسایل درمانی برای نیازمندان، کمک به کسانی که از آثار بلایای طبیعی رنج میبرند، دستیابی به آموزش و پرورش و مبارزه علیه فقر، فساد و تروریسم از طریق همه اَشکال رسانهای چون مقالات، سخنرانیهای رسمی و وبلاگها انجام میگیرد.
5. همانگونه که اشاره شد هدف اولیه تعیین 20 دسامبر به عنوان روز بین المللی همبستگی، در درجه اول، مبارزه با فقر و کمک به مردمی که در معرض آسیبهای ناشی از آن هستند، بوده است و در درجه بعدی، درگیری همه عاملان صحنه بینالمللی در اقداماتی که با هدف ایجاد یک زندگی بهتر و امنتر صورت میپذیرد. بنابراین، طبیعی است که در چنین روزی باید ارزیابی کرد که جامعه جهانی تا چه اندازه توانسته در مبارزه با فقر و یا سایر مشکلات جهانی فائق آید؟ چرا آمار فقرا برابر آنچه سازمان خواربار وکشاورزی ملل متحد (فائو)5 اعلام داشته، افزایش یافته است؟ آیا این، خود ناشی از عدم اجرای تعهدات بینالمللی از سوی کشورها و جوامع توسعه یافته برای کمک به رفع نابرابری ها نیست؟ روز بینالمللی همبستگی، اهمیت همبستگی در دستیابی به نتیجهی مثبت در توافقهای بینالمللی و پایبندی واقعی به اجرای تعهدات را، به همگان یادآوری میکند.
6. از منظر تخصصی حقوقی، مقوله حقوق همبستگی موضوعی است که با پیش کشیده شدن حقوقی مثل حق به صلح، حق به تعیین سرنوشت، حق به توسعه و حق به محیط زیست سالم مطرح گردیده است. این موضوع، به عنوان حقوق بشر نسل سوم نیز، مطرح گردیده و مباحث حقوقی متعددی را به وجود آورده است. این نسل از حقوق حاوی مسائل بسیار مهمی است که توجه جوامع مختلف را به خود جلب میکند. موضوعات روز همچون حق مردم از کشورهای مختلف به تعیین سرنوشت؛ از جمله حق مردم فلسطین به تعیین سرنوشت خود، آلودگی روز افزون محیط زیست و تغییرات آب و هوایی که موجب برگزاری همایشها و نشستهای متعدد بینالمللی می شود، حق مردم کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته برای دستیابی به معیارهای مناسب زندگی، از بی شمار مسائلی است که در چارچوب این دسته از حقوق مطرح میگردد. حقوق همبستگی، جهان را با وابستگیهای متقابل به هم ارتباط میدهد و زمینهی تحقق سایر نسلهای حقوق بشر را فراهم میآورد. از این روست که هم کشورهای در حال توسعه و هم کشورهای توسعهیافته، میبایست بدان اهتمام ورزند و درصدد ارتقا و حمایت از آن باشند. البته دیدگاههای گاها متفاوت دو طیف کشورهای یادشده در مورد برخی مصادیق حقوق همبستگی و رویکردهای سیاسی ذیربط، باعث شده است چالشهای عمدهای در مسیر این حقوق مسلم بشریت به وجود آید که تعیین روزی به عنوان روز بین المللی همبستگی، قطعا برای از بین بردن چنین موانعی است. از این رو، از یکایک کشورها انتظار میرود اقدامات شایستهای برای رفع موانع همبستگی بینالمللی اتخاذ نمایند.
7. کمیسیون حقوق بشر در سال 2005 میلادی با توجه به مشکلات بر سر راه تحقق حقوق بشر تصمیم به ایجاد دستور کاری برای انتصاب یک کارشناس مستقل در زمینه حقوق همبستگی گرفت و در این راستا، قطع نامه 55/2005 را صادر کرد که بر مبنای آن، از کارشناس مستقلی با این عنوان خواسته شد به مطالعه موضوع و آمادهسازی پیشنویس اعلامیهای در زمینه حق مردم به همبستگی بینالمللی پرداخته و گزارشهای سالانهای درباره پیشرفت اجرای برنامه کاری اش ارائه دهد.6 کارشناس مستقل یاد شده، در راستای اجرای ماموریت خود در آخرین گزارشش در جولای 2010 خلاصه پاسخهای پرسشنامههای ارسالشده به کشورها و نهادهای حقوق بشری ملی و بینالمللی و همچنین، عناصر برجسته چارچوب مفهومی و هنجاری حقوق بشر و همبستگی بینالمللی را منعکس کرده است. در نتیجهگیری گزارش خود نیز، وی ارزش و اهمیت همبستگی بینالمللی در جهانِ با وابستگیهای متقابل و نقش آن در پیشبرد حقوق بینالملل را ذکر کرده و خاطرنشان ساخته است که برای دستیابی به همبستگی بینالمللی، همکاری و هماهنگی تمامی اعضای جامعه بینالمللی ضروری است. همبستگی بینالمللی، پیششرط تحقق کرامت انسانی، مبنای حقوق بشر و توسعه انسان محور و پلی ورای همهی تقسیمات و تمایزات است. در انتهای گزارش وی، بیان شده است که همبستگی بینالمللی تنها در صورتی تحقق مییابد که کشورها نه تنها به نیازهای شهروندان خود، بلکه به نیازهای دیگران هم توجه داشته باشند. بنابراین، باید گفت که هر برنامهای برای دستیابی به همبستگی، لزوما باید با رویکردی جهانشمول نیز همراه باشد، تا معنای واقعی همبستگی بینالمللی را تحقق بخشد.
8. در این روز لازم است عدالت و انصاف در صحبتهای همگان نمود یافته تا همزمان تبعیض از بین برود و حقوق بشر از این میانه تجلی پیدا کند. بنا بر آنچه سازمان ملل متحد اعلام داشته است، شاهد پیشرفتهای بسیار خوبی در زمینه ارتقای همبستگی بین المللی بودهایم، اما همچنان فاصله زیادی با آرمان های جهانی خود داریم. علیرغم همهی این پیشرفتها، نشانههای اختلافات و ناهمگونی های شدید میان و درون کشورها به چشم می خورد. اعلامیهی سازمان ملل در گرامیداشت روز بینالمللی همبستگی، خود حاکی از اهمیتی است که این روز از منظر ملل متحد میتواند برای ارتقای عدالت و انصاف و حذف تبعیض داشته باشد. فلذا، در دنیایی ناهمگون که فاصله کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و فاصله طبقات مختلف در کشورهای مختلف -و به ویژه در حال توسعه- بسیار نگران کننده است، باید از چنین روزی به نحوی استفاده کرد که این فاصلهها کاهش یابد و موجبات برابری و برادری مردم جهان در محیطی عادلانه فراهم آید. بدین منظور، لازم است مبحثی مانند همبستگی که در ابتدای راه طرح و تدوین فنی حقوقی خود از منظر موازین بینالمللی حقوق بشر قرار دارد، در مجامع علمی و پژوهشی مورد بحث و بررسی جدی قرار گیرد و تمامی مجامع دولتی و غیر دولتی برای دستیابی به آمال این همبستگی، مشارکت موثری داشته باشند.
9. همبستگی حاوی جلوههای متنوعی است. بدین معنا که علاوه بر فعالیت های علمی و پژوهشی، هر فعالیت دیگری که با هدف ترویج و ارتقای همبستگی ملی و بینالمللی صورت پذیرد نیز، میتواند به تحقق اهداف مقرر برای این روز کمک نماید. برای مثال، چند سال پیش، در هتلی در اندونزی مراسمی برای بزرگداشت این روز با شرکت بیش از 250 دانشجو برگزار شد که در این مراسم، در اقدامی انسان دوستانه و معنادار، شرکت کنندگان خون خود را برای افراد نیازمند اهدا کردند.7 بیگمان فعالیتهایی از این دست در کشورهای مختلف دنیا در این روز انجام می شود که به همبستگی محلی، ملی و فراملی انسانها کمک میکند و نتیجهی آن در زندگی روزمره و شادابی عموم مردم تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین، باید توجه داشت که نمیتوان فعالیتهای این روز را برخلاف بسیاری از روزهای شناخته شدهی بینالمللی به قلمرو خاصی محدود کرد. لذا، هر عملی که با هدف ایجاد همبستگی صورت پذیرد، میتواند برای تحقق اهداف این روز مفید باشد.
10. معمولا در نقاط مختلف جهان در تقویم مناسبتهای سالیانه، کشورهای بسیاری روزهای همبستگی مخصوص خود را نیز، دارند، مانند روز همبستگی با مردم فلسطین، روز همبستگی مردم کشمیر و امثال این روزها. این موارد، اهمیت و کارکرد موضوع را بیشتر روشن میکند. در چنین روزهایی، از اقدامات و برنامههایی صحبت می شود که میتواند فرهنگ صلح و امنیت را برای مردم منطقه مورد نظر به بار بیاورد. همانطور که در اعلامیهی سازمان ملل متحد نیز در این باره مشاهده میشود، دستیابی به روابطی خوب با همسایگان، گامی مهم در راستای همبستگی بینالمللی است.
11. در نهایت، نباید از نظر دور داشت که روز همبستگی بینالمللی تنها یک نماد برای توجه بیشتر به این موضوع است؛ چراکه در طول سال همواره باید برای همبستگی تلاش کرد. در روز همبستگی بینالمللی باید نتایج تلاشهای هر سال جامعه بینالمللی برای دستیابی به همبستگی مطرح شود و برای دستیابی به نتایج بهتر در سال بعد برنامهریزی شود. در جهان امروز، تعداد افراد فقیر بیشتر از افراد ثروتمند است و افراد خاصی نیز وجود دارند که نیاز به احساس خوب بودن را همچون هر انسان دیگری دارند و همبستگی در معنای موسع خود، مفهومی است که میتواند به رفع این نیاز کمک کند. از این رو، لازم است زندگی هر روز ما در همبستگی با افرادی باشد که اقبال کمتری از ما داشتهاند، فقرا، افراد بیمار و مسن، آنهایی که مورد سواستفاده، تبعیض یا تجاوز از حقوقشان قرار گرفتهاند.
12. مردم ایران طی تاریخ کهن خود، به غیر از موارد متعدد همدلی و همبستگی میان اقشار مختلف در سطوح محلی و ملی، بارها در سطح فراملی با دیگر انسانها، خصوصا مظلومان و مستمندان، همبستگی و همدلی داشتهاند که نمونههای مختلف آن را میتوان ذکر کرد. طی سه دههی اخیر، همبستگی و همدلی ملت ایران با مردم مظلوم فلسطین، ملت های افغانستان و عراق خصوصا در شرایط بحران داخلی که منجر به آوارگی هزاران نفر از شهروندان این کشورها و مراجعت آنها به ایران شد یا اقلیتهای مسلمان کشورهای مختلف جهان از جمله کشورهای اروپایی، نمونههایی برجسته از تعهد به همبستگی برای برقراری عدالت و رعایت حقوق انسانی است:
«جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را، حق همه مردم جهان میشناسد. بنابراین، در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه جهان، حمایت میکند.»8
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
(مثنوی معنوی)
1. International Human Solidarity Day
2. War on Poverty
3. Implementation of the first United Nations Decade for the Eradication of Poverty
4. United Nations Millennium Declaration
5. Food and Agriculture Organization of the United Nations
6. Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights
7. mercurepontianak.com
8. اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
*ناصرآسیابیپور، کارشناسی ارشد حقوق بین الملل
25/11/2014
خشونتهای خانگی مرز نمی شناسد
به مناسبت 25 نوامبر، روز جهانی رفع خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان عامترین نوع نقض حقوق بشر و بحران صحی عامه بوده و مانعی برای تساوی، رشد، امنیت و صلح میباشد. اصطلاحاتی از قبیل «خشونت علیه زنان» و «خشونتهای جنسیتی»، هردو به تمام آسیب و آزارهایی تلقی میشود که بر علیه زنان اعمال میگردد، خشونتهایی که ناشی از نابرابریهای جنسی، عقاید سنتی نسبت به نقش جنسیتی افراد و مطیع بودن زنان در قبال مردان در جامعه باشد.
خشونت علیه زنان در سال 1993 در اعلامیه سازمان ملل متحد بر سر محو خشونت علیه زنان اینگونه تعریف شده است: «هرگونه خشونتی بر اساس جنسیت که چه قطعا و یا احتمالا به آسیبهای فیزیکی، جنسی و یا روانی زنان منتهی شود، به شمول هرگونه تهدیدی به اعمال مزبور، محروم ساختن زنان از آزادی، چه در محضر عام و چه در زندگی شخصی، چه به اجبار باشد چه به دلخواه، خشونت علیه زن محسوب میشود.» این تعریف به همین ترتیب خشونتهای داخل خانواده ها، در سطح جامعه و نیز، خشونتهایی که توسط دولت عفو و یا صورت میگیرد را، در بر دارد.
سازمانها و کشورهای جهان میکوشند با برنامههای گوناگون با خشونت علیه زنان مبارزه کنند. از این رو، سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است.
خشونت علیه زنان امری پنهان است
بسیاری از زنان در جوامع مختلف به دلایلی همچون مجازات سخت و عدم حمایتهای قانونی از ابراز آن خودداری میكنند. خشونت علیه زنان مرز نمی شناسد، محدود به جوامع عقب مانده نیست. در همه جای دنیا زنان كم و بیش مورد انواع خشونتهای جسمی، جنسی و كلامی واقع میشوند. ۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریكایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار میگیرند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها به هنگام بارداری نیز، مورد ضرب و شتم واقع میشوند. همچنین از هر ۱۰ قربانی زن، سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان كشته شده است.
در شیلی ۶۳ درصد زنان مورد آزار جسم قرار میگیرند. ۴۱ درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودكشی میزنند. در بنگلادش بیش از ۵۰ درصد قتلها ناشی از خشونت مردان است. متأسفانه در مورد ایران هرگز آمار درست و مشخصی در مورد خشونتی كه در خانه بر زنان اعمال میشود، منتشر نشده است. از طرفی باورهای مردسالار به نوعی این خشونت را طبیعت مرد میداند و سعی میكند آن را توجیه كند و به زنان میقبولاند كه زن با لباس سفید به خانه بخت میرود و هر چه كه بر سرش آید باید با كفن سفید از آن بیرون بیاید.
خشونت علیه زنان جا و مكان خاصی ندارد. در خانه یا خیابان یا محل كار زنان با انواع خشونت روبرو هستند. در خانه از سوی پدر، همسر و برادر خود مورد كتک و فحاشی قرار میگیرند. در بسیاری از كشورها مراكزی به نام خانههای امن وجود دارد كه زن خشونت دیده تا زمانی كه خطر تهدیدش میكند به آنها پناهنده میشود، ولی در ایران هنوز چنین خانههای امنی وجود ندارد كه بتوان به آن پناهنده شد. تأثیری كه خشونت بر روی زن میگذارد بیش از آنكه جسم را بخراشد روح را جریحه دار میكند و به او احساس موجودی بیاراده و مفعول و منفعل میدهد. متأسفانه در ایران مركزی برای ترمیم جراحتهای این زنان وجود ندارد.
عوامل خشونت علیه زنان
عامل اصلی خشونت علیه زنان را میتوان در تبعیضی یافت كه مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی میشود. خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن میزند.
از آنجایی كه بسیاری از دختران و زنان حاضر نیستند خشونت خانگی را به پلیس گزارش دهند یا نیروی قضایی در برخی كشورها به شكایات در این زمینه ترتیب اثر نمیدهد و آنها را موضوعی خصوصی قلمداد میكند. آمار خشونت خانگی دقیق و منعكس كننده واقعیات نیست. با این حال آمار جمع آوری شده همچنان تكان دهنده است. به گفته سازمان عفو بینالملل، خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جادهای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی ۱۶ تا ۴۴ سال است. اما برخی كشورها با كمک سازمانهای بینالمللی مدافع حقوق بشر دست به ابتكارات تازهای برای مهار این روند زدهاند. مثلاً به تازگی دولت اسپانیا برای مقابله با خشونت خانگی سیاستهایی را اتخاذ كرده كه براساس نظرات جمعآوری شده از زنان آسیب دیده تدوین شده است. قوانین جدید برای سازمان بهزیستی و پلیس اسپانیا قدرت بیشتری در نظر گرفته تا از رفتار خشونتآمیز مرد پیش از خطرآفرینی جلوگیری كنند. این قوانین همچنین از قربانیان خشونت خانگی بیشتر پشتیبانی میكند تا احساس تنهایی نكنند.
آمار جهانی همچنان ترس آور
بنا بر تخمین دولت روسیه، احتمالاً در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۴ هزار زن توسط اقوام خود به قتل رسیدهاند. با این حال این كشور قانونی برای مقابله با خشونت خانگی ندارد. در آفریقای جنوبی تعداد زنانی كه در خانه به ضرب گلوله كشته میشوند، بیش از آنهایی است كه در خارج خانه و توسط فردی غریبه به قتل رسیدهاند. افكار سنتی در این گونه كشورها باعث شده كه آماری مستند از میزان حوادث خانگی در دست نباشد.
سازمان عفو بینالملل اخیراً با اشاره به خشونت خانگی علیه زنان در جوامع سنتی جهان گفت در كشوری مانند افغانستان كه سنتهای زندگی فئودالی بسیار ریشهدار است، به زن به چشم دارایی نگاه میكنند و تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات میماند.
تعدد زوجات نیز میتواند به خشونت خانگی دامن زند. چون برخلاف دستورات اسلامی، مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول را جویا نمیشوند و مشاجره در این باره در خیلی از مواقع به خشونت كشیده میشود. بحث در مورد تعدد زوجات اكنون در عراق به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل شده است. در ایران هم، در كنار دیگر مسائل حقوقی زن، افزایش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ویژه در گروههای سنی بالاتر) بیش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام كنند.
یک طرح ملی درباره خشونت علیه زنان در ایران
یكی از بزرگترین و مهمترین پژوهشها درباره خشونت علیه زنان در ایران، یک طرح ملی است كه تعدادی از جامعهشناسان ایرانی با آن همكاری داشتند. همچنین صدها پژوهشگر و پرسشگر در قالب این طرح در ۲۸ استان كشور به بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان پرداختند. پژوهشی كه انجام فاز مطالعاتی آن، تهیه پرسشنامهها، اجرای مرحله میدانی، جمعآوری اطلاعات و تنظیم گزارش نهاییاش بیش از سه سال زمان گرفت. گزارش نهایی این طرح كه شامل یافتههای تكاندهندهای درباره خشونت خانگی علیه زنان در شهرهای مختلف ایران بود، بالاخره در اواسط سال ۱۳۸۳ آماده شد.
گزارشهای این تحقیقات هنوز برای عموم منتشر نشده است، اما در كتابخانه مركز پژوهش وزارت كشور برای روزنامهنگاران، پژوهشگران و دانشجویان قابل دسترس است. كارفرمای این طرح، دفتر امور اجتماعی وزارت كشور و شریک پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی نیز با آن همكاری داشتند. این طرح ملی یک شورای سیاستگذاری هم داشت كه عبدالواحد موسوی لاری وزیر وقت كشور و تعدادی از معاونانش جزو آن بودند.
محمود قاضی طباطبایی مجری این طرح ملی، برای توصیف ابعاد خشونت خانگی علیه زنان در ایران، انواع مختلف آن را در هشت گروه تقسیم بندی كرده است: «خشونتهای زبانی، روانی، فیزیكی، حقوقی، جنسی، اقتصادی، فكری و آموزشی و مخاطرات.» آمارهای همین طرح ملی نشان می دهد كه ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشتركشان، حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفتهاند. با این حال میزان و انواع خشونت خانگی در استانهای مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است.
زنان در بندرعباس از اول زندگی مشترک خود، بیشتر از زنان سایر نقاط ایران مورد خشونت قرارگرفته اند، اما در میان زنانی كه مورد خشونت قرار گرفته اند، این زنان زاهدانی هستند كه بیشترین و شدیدترین خشونتها را تجربه كردهاند. زنان بندرعباس در طول یک سال دفعات بیشتری مورد خشونت خانگی قرار داشته اند و زنان یاسوج به دفعات كمتری با آن روبهرو شدند. گزارشهای این پژوهش آكنده از انواع جدولهای آماری و آكادمیک است كه شاخصهای خشونت خانگی را به تفكیک «از اول زندگی مشترک» و «در طول یک سال » بیان میكند.
خشونت های فیزیكی و روانی
دكتر قاضی طباطبایی و همكارانش از یک اصطلاح خاص برای توصیف گروهی از خشونتهای خانگی علیه زنان استفاده كردهاند: «خشونت فیزیكی نوع اول.» این خشونتها شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی كردن، چنگ انداختن و كشیدن مو، اخراج از خانه، كتکكاری مفصل، محروم كردن از غذا و... میشود.
از این لحاظ زنان در خرم آباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع میشوند و زنان در شهركرد دفعههای كمتری مورد خشونت نوع اول قرار میگیرند.
پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی «سیلی، لگد و مشت زدن، كشیدن و هل دادن، محكم كوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شكستن اشیای منزل» را «خشونت فیزیكی نوع دوم» نام دادهاند و وضع زنان ایران در ۲۸ مركز استان را در این باره بررسی كردهاند.
در میان زنانی كه تحت خشونت نوع دوم بودهاند، باز هم زنان بندرعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه كرده اند و زنان كرمانی در طول سال كمتر مورد این خشونت قرار گرفته اند.
خشونتهای روانی و كلامی نوع دیگری از خشونت هایی است كه در خانه علیه زنان استفاده می شود، كه عبارت است از: به كار بردن كلمات ركیک و دشنام، بهانهگیریهای پی درپی، داد و فریاد و بداخلاقی، بیاحترامی، رفتار آمرانه و تحكم آمیز و دستور دادنهای پی درپی، قهر و صحبت نكردن و... از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری كمتر از سایر زنان ایرانی تحت خشونت واقع شدهاند.
تهدید به آزار و قتل
براساس یافتههای «پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی» تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود مخاطره ایجاد می كنند. رفتارهایی از قبیل تهدید و شكایت به پلیس و دادگاه علیه زن و اقوامش، تهدید به آزار و اذیت و یا تهدید به كشتن زن و فرزندان، تهدید به طلاق و یا ازدواج مجدد، تصاحب، مخفی كردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه، دفترچه پس انداز، اوراق مالكیت و... بیگاری كشیدن از زن در انجام امور و وظایفی كه مربوط به او نیست، مانند: تیمارداری پدر شوهر و مادر شوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدودیت در تماسهای تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن.
زنان بندرعباس، زاهدان و خرم آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید میشوند و زنان سمنان، ساری و یاسوج كمترین تهدیدها را تجربه كرده اند. تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از عوامل اقتصادی و مالی زنان را مورد خشونت قرار میدهند. این مردان از استقلال مالی همسران خود جلوگیری و در اموال شخصی آنها دخل و تصرف میكنند و با ندادن خرجی خانه و پول كافی برای زنان مضیقههای مالی ایجاد میكنند.
اگر چه زنان زاهدانی و بوشهری از اول زندگی مشترکشان تاكنون بیشترین خشونتهای اقتصادی و مالی را تجربه كردهاند، اما در میان زنانی كه قربانی این نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول یک سال به دفعات بیشتری تحت این خشونت همسران قرار گرفته اند. البته این را هم باید اضافه كرد كه زنان سمنان و یاسوج كمتر از سوی شوهران خود تحت مضیقههای مالی و اقتصادی قرار می گیرند.
پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان، خشونتهای حقوقی و مرتبط با طلاق را نیز، در ۲۸ استان كشور مورد سنجش قرار داده اند. این پژوهشگران خشونتهای حقوقی را شامل امتناع مرد از طلاق برخلاف اصرار زن به متاركه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن دانستهاند. اگرچه زنان بندرعباس از اول زندگی مشترکشان تاكنون بیش از سایر زنان ایران مورد این نوع از خشونت قرار گرفتهاند، زنان زاهدان در طول یک سال بیشتر این خشونت را تجربه كردهاند و البته زنان رشت كمتر از سایر زنان ایرانی درگیر این خشونت هستند.
پژوهشگران ایرانی نوع دیگری از خشونت را نیز مورد توجه قرار دادهاند: «خشونتهای ممانعت از رشد اجتماعی، فكری و آموزشی» كه عبارت است از ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصیل، كاریابی و اشتغال.
خشونت در خانواده چیست؟
وقتی در چارچوب یک ارتباط نزدیک میان دو فرد، رفتار مرد با زن خشونتآمیز و سلطهگرانه است، نتیجه آن خشونت خانگی خواهد بود. خشونت خانگی میتواند جسمانی، جنسی، روانی یا عاطفی باشد.
سوءاستفاده مالی و محدود كردن فرد نیز، از جمله مشخصههای دیگر خشونت خانگی است. خشونت می تواند عملا یا فقط با تهدید صورت بگیرد؛ همچنین همیشگی یا موقتا اتفاق بیفتد. خشونت در خانواده در میان تمام طبقات اجتماعی، گروههای سنی، نژاد، جنس، شیوه زندگی یا به رغم معلولیت رخ می دهد. خشونت خانگی می تواند در هر زمان، چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط میان دو نفر رخ بدهد. كودكان نیز از تأثیر منفی خشونت خانگی -چه در كوتاه مدت و چه در درازمدت- در امان نیستند.
تمام اشكال خشونت -روانی، اقتصادی، عاطفی و جسمانی- از قدرتطلبی و سلطهگری فرد آزاررسان ناشی می شود. در گزارشهای مربوط به خشونت در خانواده، معمولا زنان و كودكان به عنوان قربانیان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قید می شوند. چون بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان خشونت خانگی زنان و حدود ۱۰ درصد مردان هستند. مردان نیز مورد سوءرفتار زنان قرار می گیرند، اما بخش عمده خشونت خانگی، به ویژه موارد مرگ آور و خطرناک آن، از سوی مردان علیه دختران و زنان خانواده صورت میگیرد.
چه تلخ است در سال روزی وجود داشته باشد كه به عنوان روز «مبارزه با خشونت علیه زنان» نامیده شود و متأسفانه چنین روزی وجود دارد، چون هنوز خشونت علیه زنان با اشكال مختلف در همه جای دنیا شانس داشتن زندگی سالم و راحت را از آنها گرفته است.
برگرفته از:
ویکیپدیا، دانشنامهی آزاد
میگنا، دانشنامهی روانشناسی و علوم تربیتی
Click here to claim your Sponsored Listing.
Contact the establishment
Website
Address
Tehran
1919817511