Mehdi Davari

Mehdi Davari

Share

LIFE IS A CYCLE

Photos from Mehdi Davari's post 11/09/2022

خط نماد حرکت از یک نقطه به نقطهٔ دیگه‌ست. ما تو الگوی قدیمی مدیریت یک نقطهٔ شروع داریم و یک نقطه رو به عنوان نقطهٔ موفقیت در نظر می‌گیریم و می‌گیم می‌خوایم به اونجا برسیم.

اما مدل دایره‌ای مدلیه که ما توی یک چرخهٔ حرکت دایمی و بی‌نهایت قرار داریم. هیچ نقطه‌ای به عنوان نقطهٔ پایان در نظر گرفته نمی‌شه و وقتی ما یک دور رو تکمیل کردیم بلافاصله و لاینقطع دور بعدی شروع می‌شه...

نکته اینجاست که ما توی این مدل به هیچ وجه در حال درجا زدن نیستیم. درست مثل راه‌پله‌های گرد یک مناره یا برج که به ظاهر آدما دارن دور خودشون می‌چرخن اما در عین حال در حال صعود هستن...

جالب اینه که باز هم توی ادبیات عرفانی ما به همین نکته که با چرخ زدن می‌شه صعود کرد فراوون اشاره شده...

Photos from Mehdi Davari's post 09/09/2022

در مدل مدیریت سنتی در ساختار مجموعه‌ها یک «خط» وجود داره که به منزلهٔ ستون مجموعه عمل می‌کنه و شاخه‌ها همه به اون وصلن...

توی این مدل مدیریتی مدیر مجموعه تو نوک پیکان این خط قرار داره و بقیهٔ مجموعه به صورت پله پله و هرمی میان پایین و هر کسی روی بخش پایین‌تر از خودش تسلط و نظارت داره

اما تو مدل مدیریتی سیستمی مدیریت به شکل دایره‌ای دیده می‌شه. مدیر روی بقیه نظارت داره بقیه رو مدیر. حتی اگر مجموعه مثل دایره‌ای که می‌بینید بخش‌های به ظاهر مجزا از همی داشته باشه این بخش‌ها در عرض همدیگه هستند نه در طول و همه به هم متصل و در حال پایش همدیگه...

مشهوره که توی خانقاه ابوسعید ابوالخیر وقتی کسی وارد می‌شده همه رو مثل یک دایره می‌دیده و نمی‌تونسته بفهمه کی مراده کی مرید و توان تشخیص ابوسعید از مریدانش رو نداشته. این یک شکل آرمانی از مجموعه‌ایه که مدیریت سیستمی پسامدرن می‌خواد بهش دسترسی پیدا کنه. جایی که یک کارمند جزء توان کنشگری و نظارت و فعالیت در سطوح بالاتر و حتی سطوح غیرتخصصی خودش رو داره...

مثلا هر وقت بخواد نه تنها مسیر براش کاملا بازه که در مورد بخش‌های مختلف سیستم اعمال نظر کنه بلکه ازش خواسته می‌شه که این کار رو انجام بده...

البته ساختار دایره‌ای محدود به نظارت و پایش نیست.

تو پست بعدی بیشتر شرح می‌دم

Photos from Mehdi Davari's post 07/09/2022

مدیریت در دورۀ کلاسیک توی این خلاصه می‌شه که چجوری نقطه که نماد سکون و بی‌تحرکیه رو به حرکت در بیاری و ازش یک خط که نماد مسیر و امتداده رو بسازی اما کسی اگر معنی مدیریت امروزی رو خوب بفهمه متوجه می‌شه مهمترین نماد تصویری برای مدیریت امروزی دایره‌ست و همه چیز در تبدیل کردن خطوط به دایره‌ها خلاصه می‌شه.
سه تا از این خطوط رو که در مدیریت به سبک جدید باید به دایره تبدیل شن توی سه پست بعدی براتون شرح می‌دم اما نکتۀ جالب برام اینه که در ادبیات عرفانی شرقی هم تبدیل خط و مربع به دایره از مهمترین نشانه‌های سلوک محسوب می‌شه. دایره نماد ادامۀ ابدی مسیره، نماد طوافه، نماد رسیدن و در عین حال ادامه دادنه و خیلی چیزای دیگه.
حالا براتون می‌گم که دایره چه معناهایی در مدیریت امروزی داره...

19/06/2022

«هیولای نصیحت را رام کنید.»
اگر به‌جای این کتاب یک شعر هایکو می‌گفتیم، این‌طور می‌شد:

«کمتر بگو
بیشتر بپرس
که پندت نیست
آن‌گونه نیک
که می‌پنداشتی»

گفتن این شعر پنج‌سطری خیلی آسون‌تر از عمل‌کردن بهشه. همه‌مون یه‌سری عادتای عمیق و طولانی مدت برای رفتن به‌سمت حالت نصیحت‌گر/ متخصص/ جوابگو/ حلال مشکلات/ اصلاحگر و... داریم. البته اصن عجیب نیست چون که برای پاسخ‌دادن و ایجاد اطمینان از سازمانمون پاداش می‌گیریم و تشویق می‌شیم کلا که اینجوری باشیم.
از طرفی هر روز بیشتر از قبل احساس فروریختن، تردید و اضطراب رو با پیچیده‌ترشدن شغل و زندگی‌مون درک می‌کنیم. و اینکه مغزمون کلاً تمایل زیادی به وضوح و اطمینان داره، پس تعجبی ندارد که دوست داشته باشیم نصیحت کنیم. حتی اگه نصیحت اشتباهی باشه که اکثرا هم همینطوره. کلاً وضوح نصیحت کردن راحت‌تر از تن‌دادن به ابهام سؤال‌کردنه.

اما یه کوچ نصیحت نمی‌کنه
سوال می کنه

========================
بخشی از کتاب «عادت کوچینگ»
مایکل بانگی استینیر
ترجمۀ بابک مواجی و مهدی داوری

Photos from Mehdi Davari's post 12/04/2022

Photos from Mehdi Davari's post 04/04/2022

11/02/2022

ما بزرگترا وقتی این تصاویر رو می‌بینیم دچار هجوم احساسات متنوع می‌شیم. با شدت بسیار زیادی پرت می‌شیم به کودکی‌هامون...

کلا کاری که نوستالوژی با آدم‌ها می‌کنه روندی بسیار قدرتمند داره. الان نمی‌خوام در مورد چگونگی فرایند ذهنی روانیش چیزی بگم. می‌خوام برم سراغ این سوال که چرا احساس می‌کنم اون دنیا تموم شده و «بچه‌های امروزی» دیگه احساسات ویژهٔ ما رو تجربه نمی‌کنن؟

دلیلش انفجار داده‌ها و امکانات در نسل‌های جدیده. ما در گذشته حداکثر دو کانال تلویزیونی داشتیم که هر کدوم تو ساعت‌های مشخصی به برنامه‌های ما اختصاص داشت. برنامه‌هایی که برای دیدن هر کدومشون باید گاهی یک هفته صبر می‌کردیم و طبیعی هم بود که همهٔ خانواده کنار ما بنشینن و دوقلوها یا سوباسا ببینن...

الان اما اوضاع فرق کرده. بچه‌ها کافیه مثل زبل‌خان دستشون رو دراز کنن و فاصله‌شون از روشن کردن تلویزیون یا بازکردن لپتاپ و رسیدن به یه کارتون با کیفیت و تنوع صد برابر چیزی که ما می‌دیدیم کمتر از یک دقیقه‌ست.

هر چی زیاد شد خود به خود بی‌قدر هم می‌شه و از ارزش میفته...

نظر شما چیه؟

Want your public figure to be the top-listed Public Figure in Tehran?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Website

Address


Tehran