Reza Ravasian

Reza Ravasian

Share

هر عکس یک عکاس دارد!

Photos 15/01/2019

8/8
و تمام... .
پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچه‌ی ماهتاب
پارو می‌کشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خوابی دیگر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!

Photos 15/01/2019

7/∞‌

قدم به قدم لاشه‌ی ماهی‌‌هاست. اسکلت‌ ماهی‌ها با باد حرکت می‌کنند. صدف‌ها لابه‌لای صخره‌ها فسیل شدند و کوه‌ها بی‌خبر از مرجان‌های دیروزی. نخل‌ها از وسط زمین قد علم کرده‌اند. لاشخورها دسته‌دسته در میانه‌ی آسمان پرواز می‌کنند و بالاتر از همه‌ی آن‌ها عقابی تنها، آرام و رام میان ابرها شناور است.
دیروز بود که بین همین کوه‌ها و صخره‌ها شنا کنان رقص ماهی‌ها را در اعماق آب نظاره‌گر بودم.
حالا رو در روی غروب ایستاده‌ام و در سکونی جاودانه به دریای مرده می‌نگرم.
هزاران‌ساله شده‌ام و در وجودم همه‌چیز لایه‌لایه ته‌نشین شده‌است.
در پلک بر هم زدنی دریای سخت و استوار را دیدم که بخار شد و به هوا رفت.
آسمان هزار رنگ می‌شود و لحظه‌ای بعد سیاهی همه‌جا را در آغوش می‌کشد.
چشمانم را می‌بندم و به میلیون‌ها سال قبل، به‌سوی دریایی که بود پرواز می‌کنم.
آب از کف صخره‌ها شروع به جوشیدن می‌کند، صدای موج‌ها جانِ دوباره‌ای می‌گیرند و تمام زمین زیر اقیانوسی بیت‌بیت متحد فرو می‌رود.
اینجا بیرون از ذهن من هیچ‌چیز واقعی نیست.

Photos 14/01/2019


6/∞
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

Photos 13/01/2019

5/∞
صبح که از خواب بلند شدم گیج و منگ بودم. تا چشم باز کردم و به خودم اومدم، پریده‌بودم تو آب. آب سرد خلیج که به تنم خورد، شش دنگ حواسم تازه جمع شد و خودم رو پیدا کردم.
ماسک غواصی رو گذاشتم روی صورتم و شیرجه زدم زیر آب. دنیای زیر آب تجربه‌ی عجیب و منحصر به فردیه.
تمام روز قبل رو داشتم به حرف خانم ف توی کویر فکر می‌کردم که می‌گفت: زمان دیگه بی‌معنیه وقتی من پریروز تو اقیانوسِ شصت و پنج میلیون سال قبلی که این کویر بود، شنا کردم.
حالا این زیر فقط صدای نفس‌هامه که توی گوشم می‌پیچه و ماهی‌هایی که جلوی چشم‌م از بین مرجان‌ها حرکت می‌کنند.
تو بی‌وزنی مطلق‌ام. هیچی تو سرم نیست و نمی‌تونم چشم از دنیای زیر آب بردارم.
خالیِ خالی‌ام و همزمان مغزم گنجایش این همه فکر و تصویر رو نداره.
کم‌کم میام بالا تا سطح آب و ماسک رو از روی صورت‌ام بر می‌دارم. کوله و وسایل‌ام اون بالا روی صخره‌ها تبدیل شدن به یه لکه سیاه. جریان آب و تصویر‌های زیر آب حسابی از همه جا دورم کردند و حواسم رو پرت.
تا ساحل شنی شنا می‌کنم. زمان زیادی گذشته و توانم داره ته می‌کشه. حسابی از محل کمپ‌ام فاصله گرفتم و مسیر برگشت خلاف جهت جریان آبه.
دراز می‌کشم روی شن‌ها. اینجا دیگه هیچی وزن واقعی خودش رو نداره. زمان کاملا بی‌معنیه. دونه‌های ریز شن رو تو دستم مشت می‌کنم و به این فکر می‌کنم که آدمی در مقابل این عظمت چقدر ناچیز و ناتوانه.
حالا بین دنیای زیرین و زمین سفت زیر پامون دنیایی رو پیدا کردم که تا مدت‌ها می‌تونم بهش فکر کنم و با تصویر‌های رویایی‌ش خیالبافی کنم.
کم‌کم چشم‌ها رو می‌بندم و تو صدای موج‌ها که در سکوت و آرامش بی‌انتهای جزیره منعکس می‌شه غرق می‌شم.

Photos 11/01/2019

4/∞
[از معجزاتش این بود که به هیچ غروب جمعه‌ای شبیه نبود.]

Photos 11/01/2019

3/∞
[هیچی تو سرم نیست جز عظمت دنیای زیر آب.]

Photos 10/01/2019

2/∞
[بوی دریا مالِ من]

Photos 10/01/2019

1/∞

M O O D 29/05/2017
M O O D 25/06/2015

2015 Reza Ravasian

Ecotour and Travel 27/04/2013

Hawraman, Kurdistan, Iran

Single Shots 06/03/2013

You made my night :)

Want your business to be the top-listed Photography Service in Tehran?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Website

Address


Tehran