Vista Books
کتاب ویستا و نمایشگاه دائمی عکس های نصرالله کسرائیان
19/02/2016
هر روز به ما میگویند که داریم در بهترین کشور دنیا زندگی میکنیم؛ همیشه هم به عنوان یک حقیقت غیرقابل انکار بیان میشود ... امریکا بهترین کشور دنیاست. با این باور بزرگ میشوی و وقتی یک روز میفهمی که کشورهای دیگر هم برای خودشان شعار ناسیونالیستی دارند و هیچ کدامشان هم این نیست که «ما دومی هستیم!» وحشت برت میدارد. بالاخره یه روز قشنگ حرف میزنم - دیوید سداریس- پیمان خاکسار - نشر چشمه
03/03/2015
عکس های
مرجان فرجاه، علی رضا اسکویی، بهرام تفقدی نیا، حمیدرضا اسماعیلی، اکتای کیهانفر، لیلا محقق، محدثه وفا
در کتاب ویستا
چهارشنبه 13 اسفند تا جمعه 15 اسفند
از ساعت 16 تا 21
سعادت آباد - خیابان سوم - بعد از مروارید - پلاک 11 - کتاب ویستا
12/02/2015
دوستان کتاب ویستا:
شنبه، 25 بهمن از ساعت 8-6 عصربا چند داستان و چند شعر عاشقانه، با شما خواهیم بود.
02/02/2015
کتاب: کتابخانه ی مرموز
نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم: آراز بارسقیان
نشر میلکان
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
«خیلی عجیب نیست کتابخانهای که موراکامی تصمیم به توصیفش میگیرد، مرموز باشد. پس عجیب نیست دیدن کتابی از موراکامی دربارهی کتابخانهای مرموز و تودرتو. عجیب هم نیست تماشای پسربچهای که گیر میافتد و به فکر فرار میافتد. عجیبش در این است که پسربچهای کنجکاو چطور میتواند خودش را از این هزارتوی مرموز رها کند و سلامت به مقصد برساند. به این عجب، موراکامی با نوشتن داستانکوتاهی به نام «کتابخانهی مرموز» در اوایل دههی 80 میلادی جواب داد. اما اولین بار سال 2008 بود که داستان برای خوانندههای ژاپنی با تصویرسازی ارائه شد و بعد از شش سال، یعنی آخرین ماه سال 2014 میلادی، داستان با تصویرسازیهای متفاوت از نسخهی ژاپنی به دست خوانندههای انگلیسیزبان رسید. کتابی که در دست دارید براساس نسخهی انگلیسی اثر، ترجمه و پرداخته شده و در اختیارتان قرار گرفته است. موراکامی در این داستان کوتاه که عنصر فضاسازی در آن نقش عمدهای ایفا میکند، سعی دارد آشنازدایی متفاوتی با آشناترین مکانی کند که کتابخوانها همیشه باهاش مواجهاند، یعنی کتابخانه؛ کتابخانهای که به اندازهی هر کتابش پر از راز و رمز و عجایب است.»
28/01/2015
کتاب: پستچی همیشه دوبار زنگ می زند
نویسنده: جیمز.ام.کین
مترجم: بهرنگ رجبی
نشر چشمه
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
مثل برخی هنرمندان که به شکل غریزی کار میکردند، اما گذر زمان نشان داد که جزو بهترینها بودهاند، جیمز ام کین هم کار خودش را میکرد. از سینما بدش میآمد، ولی برای امرار معاش فیلمنامه مینوشت، آثار داستاننویسان دیگر را نمیخواند: «خودتان داستان نویس باشید، خواندن کتاب یک نفر دیگر برای تان مثل شکنجه است، در ذهن تان مدام همه چیز را به جای او دوباره می نویسید. نمی توانید صرفا به عنوان یک خواننده کتاب را بخوانید. در نتیجه بهتر است اصلا کتاب نخوانید. البته بیشتر مطالعه من در مورد تاریخ امریکا بوده است.» بااینحال داستاننویس درجهیکی بود که به نظر خودش داستانهای عاشقانه مینوشت، اما تعجب میکرد که دیگران آنها را پلیسی جنایی میخوانند. همینکه کتابش خریدار داشته باشد، برایش کافی بود؛ یعنی کارش خوب بوده! اما دیگران توفیق او را در نوشتنِ هنرمندانه داستانهایی میدانستند که زمینهساز تحول در ادبیات پلیسی و آغازگر جریان واقعگرایانه در اینگونه بودند. اما خودش با اطمینان میگفت که از رمان پلیسی چیزی نمیداند!
با همه اینها بیشترین تأثیر را روی کسانی گذاشت که بعدها، به ادبیات پلیسی (که در کلیشههای دوران عصرطلایی این ژانر گرفتارشده بود) سروسامانی دادند و با احیای آن مرکزش را از انگلستان به امریکا منتقل کردند. نویسندگانی که نشان دادند این ژانر نهتنها ادبیاتی نازل و درجهدو نیست، بلکه حرفهای مهمی درباره زندگی دارد. کسانی که بزرگانشان دشیل همت، ریموند چندلر و چند پله پایینتر، هوراس مک کوی، دیوید گودیس، ارل استنلی گاردنر، جیم تامپسون، جیم الروی و چندتایی دیگر بودند.
جیمز ام کین عمری طولانی داشت، آنقدر که موفقیت را خوب مزه مزه کند، هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ حیثیت ادبی. تام ولف عقیده داشت: «هر کس میخواهد داستاننویسی یاد بگیرد برود رمانهای جیمز ام کین را بخواند.»
بعید نیست وقتی جیمز ام کین این جمله را شنیده خیلی تعجب کرده یا حتی خندهاش گرفته: «ما اینقدر مهم بودیم و خودمان خبر نداشتیم!» اما این حرف نه گزافه که یک پیشنهاد طلایی برای آنهاست که میخواهند نوشتن داستان، آنهم از نوع پرکشش و جذابش را یاد بگیرند؛ از آن قِسم داستانها که یقهی خواننده را میگیرند و تا تمام نشوند ول نمیکنند. البته ماجرا به همینجا ختم نمیشود، چون این داستانها گاه چنان تاثیر گذارند که به راحتی دست از ذهن آدم بر نمی دارند. لااقل دو رمان «غرامت مضاعف» و «پستچی همیشه دو بار زنگ میزند»، مصداق بارز چنین رمانهایی هستند؛ بهخصوص دومی که از دید خودش هم موفقترین کارش بود، چون خوب فروخته بود:
« آن کتابی برای من از بقیه بهتر است که بیشتر فروش رفته، این تنها معیار من است. آنهم کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ میزند است.»
این رمان به شیوهای از ادبیات پلیسی تعلق دارد که در آن خبری از کارآگاه در شکلهای سنتی ادبیات پلیسی نیست، بلکه رمان روایت حال و روز آدمهایی معمولی ست که در روند عادی زندگی در شرایطی قرار میگیرند که دست به جنایت بزنند. از این منظر نشانی از گرهافکنی و گرهگشاییهای ادبیات کارآگاهی نیز در این رمان نیست؛ قاتل یا مجرم در داستان حی و حاضر و مشخص است. برخلاف اغلب آثار سنتی کارآگاهی، قاتل آدم زرنگ و باهوشی نیست که با ابتکار و پیچیدگی دست به جنایت بزند، بلکه آدم درماندهای است که از روی استیصال و سرکوبهای عاطفی، روانی و نیازهای جسمی و جنسی و یا مادی دست به جنایت میزند. از این منظر رمان از بار روانشناسانه پررنگی نیز برخوردار است که بر غنای آن میافزاید.
این رمان در لیست کتابهایی قرار دارد که پیش از مرگ باید آنها را خواند. زبان ساده و روایت پرکشش و داستان جذاب کتاب «پستچی همیشه دو بار زنگ میزند» بهگونهای ست که دست رد به سینه خواننده نمیزند. چه اهل خواندن رمانهای جدی باشید و چه رمانهای عامهپسند، این کتاب شما را راضی خواهد کرد. نویسندگان بسیاری بودهاند که دوست داشتهاند از پسِ نوشتن چنین آثاری برآیند؛ اما فقط تعداد اندکی از آنها به چنین توفیقی دستیافتهاند. جیمز ام کین یکی از آنهاست؛ اهمیت او و آثارش آنقدر بود که آلبر کامو اعتراف کند یکی از آثارش را با تأثیرپذیری از نوشتههای جیمز ام کین نوشته و او را نویسندهای بزرگ بخواند.
جیمز ام کین و پستچی همیشه دوبار زنگ می زند
حمید رضا امیدی سرور
16/01/2015
کتاب: غرامت مضاعف
نویسنده: جیمز.ام.کین
مترجم: بهرنگ رجبی
نشر چشمه
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
بیلی وایلدر دربارهی این رمان میگوید: «قبلتر از جیمز ام. کین "پستچی همیشه دوبار زنگ میزند" را خوانده بودم، میدانستم یک چیزی در چنته دارد و شعوری که خیلی از فیلمنامهنویسهای آن دوره از آن عاری بودند. اول کار این داستان را در مجلهی "لیبرتی" منتشر کرده بود، وقتی "غرامت مضاعف" را خواندم حسابی این داستان هیجانزدهام کرد. راستش حتا بهنظرم میشد آن را نسخهی کاملشده و پختهتر "پستچی همیشه دوبار زنگ میزند" به حساب آورد. البته که من ترجیح میدادم همراه خود کین سراغ اقتباسِ این رمان بروم، اما آنموقع کین داشت توی یک کمپانی دیگر کار میکرد، برای همین هم من مجبور شدم باریموند چندلر عنق سر این فیلمنامه کار کنم. بااینحال رمان تکاندهنده بود و توی هر صفحهای که جلو میرفتم انگار شلاقی میخوردم، تکاندهنده بهترین واژهای است که میشود دربارهی این رمان به کار برد. آن روزها هنوز نوشتن رمان جناییِ اینقدر تلخ باب نبود، ستارههای هالیوود هم میترسیدند که نقش یک قاتل را بازی کنند، اما "باربارا استنویک" باهوش بود و درجا فهمید که بازی در نقش "فیلیس" چهقدر ماندگار است. البته برای پیدا کردن مردی که نقش "نف" را بازی کند هم دردسرهای زیادی کشیدیم، بالاخره "فردی مکمورهی" را را وادار کردم نقش نف را بازی کند، گفت: "ببین، یا مسیح، من الان دارم کمدی بازی میکنم، من ساکسیفون میزنم." من گفتم: "تو باید این قدم بزرگ رو برداری" و او هم قبول کرد، بعدها خودش گفت که این بهترین نقشی بوده که در تمام عمرش بازی کرده است.»
«غرامت مضاعف» یکی از پرحاشیهترین رمانها و فیلمهای زمان خودش بود، ریموند چندلر بعدها گفته بود که هرگز در زندگیاش جانوری مثل بیلی وایلدر ندیده است، و بعدها گفته بود که تنها کشش داستان «غرامت مضاعف» بود که او را وادار به ادامهی همکاری با وایلدر کرد. باربارا استنویک گفته بود با این رمان شیفتهی ادبیات جنایی شد و فردی مکمورهی شخصیت نف را غریبترین شخصیتی میدانست که میشد در سینما و ادبیات دید.
بهرنگ رجبی در مقدمهی این رمان نوشته است: «او را آغازگر رمان نوآر امریکایی خواندهاند. دشیل همت و ریموند چندلر و دیوید گودیس و جیم تامپسون و جیم الروی و همهی استادان بعدی جنایینویسی بیشک وامدار راهیاند که او باز کرد و پیمود. احتمالاً در تمام تاریخ، هیچ رمان پلیسییی همزمان محبوبیت و موفقیت مالیيي را نداشته که دو رمان اول او یافتند: "پستچی همیشه دوبار زنگ میزند" و "غرامت مضاعف". تام ولف زمانی گفت: "هر کس میخواهد داستاننویسی یاد بگیرد برود رمانهای جیمز ام. کین را بخواند." مگر چند نویسنده بودهاند که کسی دربارهشان اینچنین گفته باشد؟
12/01/2015
کتاب : شاگرد قصاب
نوشته :پاتریک مککی
ترجمه : پیمان خاکسار
نشر چشمه
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
این اولین کاری است که از پاتریک مککی در ایران ترجمه میشود. این نویسنده ایرلندی است و «شاگرد قصاب» معروفترین رمان اوست که جایزه آیریش تایم را گرفته و جزو پنج کتاب کاندیدای نهایی بوکر 1992 بوده است. اهمیت ادبی این رمان که به عنوان بهترین رمان تاریخ ایرلند هم مطرح است به دلیل روایتش است. روایت رمان ترکیبی از سیال ذهن و راوی اولشخص است. در واقع نوجوانی که مشکلات روحی حاد و نابسامانیهای زیادی را در کودکی تجربه کرده است رو به جنون میرود و ما رمان را با روایت قهقرایی او میخوانیم. این روایت هرچه جلو میرود عجیب و غریبتر میشود، چون همه رمان در ذهن او میگذرد. هر کاری که انجام میدهد، قتلی مرتکب میشود، کسی را کتک میزند و یا هر کار جنونآمیزی که میکند با منطق خودش روایت میشود و ما با هیچ دانای کلی مواجه نیستیم و در واقع همه چیز براساس منطق مریض اوست.
ما این کارهای او همدلیبرانگیز است و به خاطر آزاری که در کودکی دیده است فقط دلسوزی ما را برمیانگیزاند. این رمان رمان تلخی است که البته طنز خاص خودش را دارد و ما گاهی به کارهای او میخندیم.
27/12/2014
دوره ی جدید کارگاه عکس خوانی ن.کسراییان درکتاب ویستا
برای اطلاعات بیش تر از ساعت 4 تا 9 با ما تماس بگیرید.
تلفن: 223381146
25/12/2014
کتاب: مرگ شاعر در حرکت آهسته
نوشته : راجر مگاف
ترجمه : علیرضا بنیجانی ، بهرام معصومی
نشر چشمه
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
مجموعه شعر «مرگ شاعر در حرکت آهسته» گزیدهیی از شعرهای مگاف است که با ترجمهی «علیرضا بنیجانی» و «بهرام معصومی» منتشر شده است.
مترجمان دربارهی این کتاب میگویند: « تنوع شعرهای مگاف سبب شده است شعرهایش در زمینههای مختلف با موفقیت و استقبال طیف وسیعی از خوانندگان روبرو شود. او نه تنها در قالبهای مختلف کلاسیک و مدرن احساساتش را بیان کرده است، بلکه همزمان کتابهای شعری برای کودکان نیز منتشر کرده است. راجر مگاف در استفادهی منحصربهفرد از کلمات در شعر، کلیشه شکنی، استعاره و واژهسازی قریحهای حساس دارد و معمولاً شیرینترین و گزیدهترین حرفهایش را با طنزی گاه سرخوش و گاه تلخ میآراید.»
آنچه خواننده را در مواجهه با شعرهای مگاف شگفتزده میکند سادگی است. کلیشهشکنی و ساخت واژههای بدیع از دل کلمات.
روزمره در آثار او، تجربیات ما را از دنیای آشنای اطرافمان تغییر میدهد. مگاف دست خوانندهی خود را میگیرد و با جادوی شعر و طنزی منحصربهفرد، او را با درکی نو از تلخ و شیرین روزهایش میرساند.
مگاف متولد 9 نوامبر 1937 است. سرودن شعر را از دوران تحصیل در دانشگاه آغاز کرده است، اما پس از پیوستن به آدریان هنری و برایان پتن و انتشار دو مجموعه شعر مشترک با آنان، به شهرت بسیاری دست مییابد. مگاف از مشهورترین شاعران طنزپرداز ادبیات انگلیسیزبان است. او جایزه ادبی کالماندلی و دکترای افتخاری دانشگاه «رائه همپتون» و «لیورپول» را به خود اختصاص داده است.
«تابستان با مونیکا»، «خارج از نوبت» و «کسوفهای هر روزه»از آثار این شاعر هستند.
«صف» عنوان یکی از شعرهای این مجموعه است:
به صف ملحق میشوم
آهسته جلو میرویم.
از خانمی که پیشروم ایستاده میپرسم
«واسه چی تو صفیم»
جواب میدهد
«تا به یه صف دیگه برسیم.»
میگویم «چه بیهدف،
من میرم.»
به صفِ طولانی دیگری اشاره میکند.
«پس باید بری توی اون صف وایسی.»
به صف ملحق میشوم
ٱهسته جلو میرویم.
22/12/2014
داستان خوانی به مناسبت یلدا در کتاب ویستا
پنج شنبه 27 آذر
19/12/2014
کتاب: هوا را از من بگیر، خنده ات را نه
شاعر: پابلو نرودا
مترجم: احمد پوری
نشر چشمه
در کتاب ویستا (سعادت آباد،بالاتر از میدان کاج،کوچه سوم،پلاک 11)
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم می گشاید.
عشق من،خنده تو
در تاریک ترین لحظه ها می شکفد
و اگر دیدی ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست
بخند،زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری ست آخته...
11/12/2014
در کتاب ویستا قرار است کارهای جدیدی را شروع کنیم.
27 آذر را برای شروع انتخاب کردیم.
چنانچه فرصت داشتید به ما سر بزنید، خوشحال می شویم.
داستان خوانی به همراه پذیرایی به مناسبت یلدا
آدرس: سعادت آباد - خیابان سوم - بعد از چهار راه مروارید-
پلاک 11- تلفن: 22381146
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the business
Telephone
Website
Address
سعادت آباد، بالاتر از میدان کاج، کوچهی سوم، بعد از چهارراه مروارید، پلاک ۱۱ کتاب ویستا
Tehran
Opening Hours
| Monday | 16:00 - 21:00 |
| Tuesday | 16:00 - 21:00 |
| Wednesday | 16:00 - 21:00 |
| Thursday | 16:00 - 21:00 |
| Friday | 16:00 - 21:00 |
| Saturday | 16:00 - 21:00 |
| Sunday | 16:00 - 21:00 |