Fazad Architects Group
FAZAD Studio - Ehsan Darbandi & Neda Akbari
13/06/2022
#
با غصه و اندوه فراوان نتوانستم در مراسم چهلمِ مادربزرگ شرکت کنم. نرفتم، چون اگر رفته بودم، آگاهانه سند می زدم این رفتن را به نام آخرین دیدار با خانهی پدربزرگ و من همیشه از آخرینها متنفرم. همه چیز را آدم بار اوّلش را می فهمد، بار آخر را هیچ وقت نه.. نباید بفهمد..
دنبال وصیتنامه مادربزرگ که گشته بودند، در برگی از دفتر پدربزرگ به تاریخ ۶۷ سال پیش، شعری از گلستان سعدی.. درخشیده.. به خطّ پدربزرگ.. /مرسی مامان که عکسش رو برام فرستادی../ و من از روی عکس، بوسیدم.. دستخط آقاجون رو بوسیدم..
کاش میشد به جای دستخط، دستهای پدربزرگ رو بوسید.. بغل کرد، بوسید.. بویید.. آخ که چقدر هیچ فعلی در جهان به اندازهی رفتن سخیف نیست……
: چو انسان را نباشد فضل و احسان؛ چه فرق از آدمی تا نقش دیوار……
06/06/2022
#
قهرمانِ من؛
مرسى كه به من عاشقى ياد دادى،
آزادى، ديوانگى، رهايى، شادى،
ياد دادى كه جهان رو زيبا ببينم
و به من اين باور رو دادى كه مى تونم جهان رو زيباتر كنم،
و ياد دادى حتى وسط معامله هاى سنگين آهن و فولاد حواسم به تك تك مورچه هاى در حال گذر از حاشيهى ناامنِ جهان باشه،
و ياد دادى كه وسيع و سخت باشم،
مرسى كه ياد دادى گذشتن رو، بخشنده بودن رو، بزرگ بودن رو،
امّا ببخشيد كه نميشه به خوبى تو بود.....
#مامان ♥️
06/06/2022
#
از روزی که روغن و ماکارونی و ماست و برنج گران شده و آدمها زیر آوارِ متروپل جان دادهاند، صبحها دلم نمیخواهد از خواب بیدار شوم. حتی در این جزیره غریب دورافتادهی خوشرنگ، آدمها خشمگینتر شدهاند..
چندشب پیش رفته بودم پاندا.. زنی در صف خطاب به مردی افغان که چرخ خریدش پر بود از پیاز و سیب زمینی و هندوانه، فریاد زد که: یه ذره هم برای طالبان بردار.. همانجا شوق گیلاسهای نوبرانه را رها کردم و از صف خارج شدم.. دلم نمیخواست انسانی که بیدلیل از شرم قرار بود صورتش سرخ شود را ببینم..
نه…. نتیجه این کارخانهی تولیدی انسانی نیست.. ما هم شاید افغان بودیم، شاید مهاجر بودیم و بیوطن و غریب و بیصدا.. نه.. نتیجه این کارخانهی تولیدی انسانی نیست.. برای همهی ما آرامش آرزو می کنم؛ در روزهایی که زورِ امیدمان به واقعیت در لحظه نمیرسد.
02/06/2022
#
این که مدام به سینه ات میکوبد قلب نیست، ماهی کوچکی است که دارد نهنگ میشود. ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش میدهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی میتپد؟
هیچکس نمیتواند نهنگی را در تنگی نگه دارد. تو چطور میخواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله میشود و وقتی دریا مختصر میشود و وقتی قلب خلاصه میشود و آدم قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ تنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش کمی دریا مینوشیدی و کاش نقبی میزدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها میکشیدی و کاش این قطره را به بینهایت گره میزدی. کاش...
بگذریم
دریا و اقیانوس به کنار نامنتها و بینهایت پیشکش؛
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض میکردی، این آب مانده است و بو گرفته است و تو میدانی آب هم که بماند میگندد، آب هم که بماند لجن میبندد و حیف از این ماهی که در گل و لای بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد.
01/06/2022
#
روزِ مقدسانگاریِ بیهودهترین قوانینِ جهان برایِ جنسِ مونثِ آدمیزاد مبارک 🤍
26/05/2022
#
دخترِ هستی بودن یک مسئولیتِ بزرگ و تماموقته…..
از دور بغلت میکنم..
تولّدت مبارک مامان…. 🤍
09/05/2022
#
میترسید بیآنکه بداند میترسد.
غمگین بود بیآنکه بداند از چه.
میخواست برود، بیآنکه بداند به کجا.
دلتنگ بود، بیآنکه بداند برای که.
07/05/2022
#
رقصان میگذرم از آستانهی اجبار….
شادمانه و شاکر……..
#زندهگی
04/05/2022
#
من
دلم
سخت گرفتهست
از این مهمانخانهی مهمانکُشِ روزشتاریک..
عزیز؛ زیبا، مغرور و باصلابت بود،
امّا دیگر نیست….
01/05/2022
#
مادربزرگم که باقیموندهی آخرین بزرگها برایِ من بود، رفت و من از امروز در دستهی آدمهای غمگینِ بیپدربزرگ و بیمادربزرگ قرار گرفتم؛ تلختر اینکه باید صبر کنم تا هواپیمایی مسیرش بیفته سمتِ خونهی مادربزرگ…. خونهی مادربزرگه هزار تا قصه داره، خونهی مادربزرگه شادی و غصه داره… خونهی مادربزرگه حرفای تازه داره، خونهی مادربزرگه گیاه و سبزه داره… کنار خونهی ما همیشه سبزهزاره؛ دشتاش پر از بوی گل، اینجا همش بهاره.. دل وقتی مهربونه، شادی میاد میمونه.. خوشبختی از رو دیوار سر میکشه تو خونه.. خونهی مادربزرگه هزار تا قصه داره، خونهی مادربزرگه شادی و غصه داره… خونهی مادربزرگه حرفای تازه داره، خونهی مادربزرگه گیاه و سبزه داره….. دریا تو چرا راهی نداری به دریاچهی ارومیه؟
30/04/2022
#
با هر نگاه
بر آسمان این خاک هزار بوسه میزنم
نفسم را از رود سپید و آسمان خزر و میگیرم
من نگاهم از تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی نور میگیرد
من عشقم را، در کوهِ گواتر
در سرخس و خرمشهر
به زبانِ مادری، فریاد خواهم زد…
خلیج همیشگی فارس،
فارس،
فارس،
فارس،
فارس،
فارس،
فارس خواهد ماند.
28/04/2022
#
از نظر #بودا وابستگیها به بازی رولت میمونن که یه نفر دیگه چرخ رو میچرخونه و بازی با کلک شروع میشه: هر چی بیشتر بازی میکنی، بیشتر میبازی.
تنها راه بُردت اینه که از میز قمار فاصله بگیری. لذّت بُرد رو از دست میدی، ولی درعین حال از رنج عظیم باخت هم خلاص میشی.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Website
Address
Tehran