Milad Tehrani
Instagram : MiladTehrani.official Milad Tehrani
Poet & Author ...
28/08/2025
.
گاهی فکر میکنم اون کسی که عمرش رو صرف شناخت فردوسی و تحلیل شاهنامه کرده محق تره نسبت به بعضی مسائل موضع بگیره و نظر بده.
بعضی ها بهتره که نسبت به وضع زندگیخودشون موضع بگیرن و یا اگر توان پرداخت هزینه های موضع گیری شون رو ندارند، سکوت کنن!
همین.
11/07/2025
ببخش که ایستادم
و نگریستم
در آن ساعتِ بزرگ
نشد که در
مسیر ِ مرگ ِ تو بایستم.
ببخش که زنده ماندمو
گریستم...
پ ن: ده سال از سفر پدرم گذشت و هنوز تلاش میکنم که با زندگی مهربان باشم.
06/11/2024
ما دردهای مان را
به دو نیم قسمت کردیم.
نیمهی انکار
و نیمهی تکرار!
#شعرکوتاه #شعرمعاصر #شاعر
15/09/2024
به مادرم گفتم
تا سپیده اگر بازنگشتم
خاطراتم را به بند رخت بیاویزد
تا کمی آفتاب بخورند
آینهی قدی را از اتاق بردارد
و داخل چاه، نفت بریزد
تا سوسک ها به خانه سرایت نکنند.
به مادرم گفتم
"سیاه یا سپید تفاوت نمیکند
هر آنچه بپوشی
مانند ماه خواهی شد ."
تا سپیده اگر باز نگشتم
چراغ را خودت خاموش کن
چای را خودت دم کن
و دیگر روزنامه نخوان.
تا سپیده اگر نیامدم
بدان که دوستت داشتم
و خواهم داشت
همین.
به مادرم گفتم
آنقدر زیبا
یا آنقدر معصوم نیستم که
برای دستهی قاتلان
یا برای دستهی سوگواران
تفاوتی داشته باشم.
آدم های ساده، "سه شنبه" میمیرند.
تا سپیده اگر باز نگشتم
هجومِ تنهاییات را بر من ببخش
و بیش از این از من
هر آنچه در اخبار گفتند
دروغ است.
18/08/2024
بعضی از آدم ها زندگی رو به بهترین نحو مصرف میکنند.
جوری که در انتها، دنیا دیگه جذابیتی برای آنها نداره.
یک سفر به تمام ِ معنا.
حس میکنم هم از اون دسته آدم ها بود. 🖤🌹
R.I.P 🙏🏻
09/07/2024
.
موزه لوور رو یه روزه دیدن خیلی سخته.
یک کلمه ای اگه بخوام توصیفشکنم، عظمت!
اسلاید آخر یه عکساز تابلوی مونالیزا گذاشتم براتون که خیلی واقعیه.
در واقع تصویری که در لحظه ورود به سالن میبینید همینه.
حالا فردا اگه حال داشتید بیشتر استوری میذارم براتون...
#مونالیزا
08/07/2024
یه وقتایی یه چیزایی دیگه نه آرزوته نه اولویتت.
فقط چون یه روزی به خودت قولش رو دادی،
باید پاش واستی!
27/06/2024
.
من سر حرفام هنوزم هستم
پای احساسم هنوز واستادم
من تو رو مثلِ خودم میدیدم
اشتباه کردم، بَهاشم دادم...
20/04/2024
#39🎂
03/02/01 💙
و نیمهی دوم زندگی...
همهچیز عالیه. خداروشکر.🌹🙏🏻
28/02/2024
.
نباید توقف میکردیم
باید از دور دستی تکان میدادیم و میگریختیم
که ما برای این مصیبت
هنوز خیلی جوان بودیم...
12/02/2024
...
آرزوهای خسته ای دارم
از غرورم حساب خواهم برد
در سفر تا کرانهی دریا
با خودم سطلِ آب خواهم برد...
08/02/2024
...به شانه برف نشسته بود و چه سرد
به سینه گرم نگه داشتم
عشق ِ شعبده ها را
که یار ِ دیوانه وقت ِ خداحافظی
از کلاه
دو لاکپشت در آورد!
بخشی از یک شعر
Cliquez ici pour réclamer votre Listage Commercial.
Type
Site Web
Adresse
Paris