Troll
جدیدترین عکسهای خنده دار و ترول فارسی اولین پیج ترول فارسی :) جدیدترین عکس های ترول
آیا بازگشت همه به سوی Facebook است؟ :D
۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …
تا کتابمو باز کردم
گشنم شد
کلیه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
حالت تهوع گرفتم
و….
کم مونده بود سرطان بگیرم که…
دیگه کتابمو بستم ! :|
والللاااا...
از سلامتیم که واجب تر نیست
23/10/2014
فانوس تمنایم
گل کن تو مرا و درآ.
آیینه شدم، از روشن و از سایه بری بودم.
هر جا گلهای نیایش رست، من چیدم.
دسته گلی دارم، محراب تو دور از دست.
در رگها همهمه ای دارم،
از چشمه خود آبم زن.
شورم را زیبا کن.
شما دعوتید به یک قرار ساده 2
میهمانی نگاه جمعی از عکاسان ایران-مشهد
امید سریری
نمایشگاه گردان
افتتاحیه: جمعه 2 آبان 1393/ساعت 17، ادامه تا پنجشنبه 8 آبان
ساعت بازدید: صبح ها 10 الی 13 و عصرها 17 الی 20
مشهد , ضلع غربی بوستان کوهسنگی، مجموعه فرهنگی هنری چارسوق هنر
نگارخانه های استاد سلطانعلی مشهدی و استاد ترمه چی
30/06/2014
وای کیا سریال خوانواده مدرن رو دیدن ؟؟؟ اینم نسخه ایرانیش سریال هفت سنگ شاهکار صدا سیما کپی 100% برابر اصل :| دم اون پنج نفر نویسنده این سریال گرم خدایی !!!!!!!!!! :))))))
باید قمار باز باشی تا بفهمی
فرق است بین
"باختن" و "بد باختن"
پوکر بازهای ایرانی
پوکر بازهای ایرانی فروش چیپ های بازی تگزاس هولد ام پوکر زینگا در فیس بوک
12/04/2014
يکي ار دوستان تعريف مي کرد
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم.
..
والدينم خيلي کمکم کردند، دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود.
فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با منشوخيهاي ناجوري مي کرد و باعث مي شدکه من احساس راحتي نداشته باشم.
يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي!
سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت
اگه همين الان پنجاه هزار تومان به من بدي بعدش حاضرم با تو...
من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم.
اون گفت: من ميرم توي اتاق و اگه مايلي بيا پيشم.
وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم..
يهو با چهره نامزدم و چشمهاياشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت:تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي.
ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم،به خانواده خوش اومدي..!!!
.....
اما ( خوشبختانه ) هيچ کس نفهميد که من کيف پولم رو توي ماشين جا گذاشته بودم!!!
04/04/2014
این کدوم برنامه کودک بود قضیه چیه که داره اینجوری شیر میدوشه؟؟ جریان این قسمتشو کی میدونه تعریف کنه
=))
18/03/2014
خونه خوبه خونه ، مامانم معینه !
تتلو بعد از دعوا با امید !
فخر فروشی جدید دخترا برا همدیگه...
بخدا خواستگار ادمین داشتم قبول نکردم...
12/03/2014
لباس تنش ..... ؟؟؟
عمش پاشه :دی
08/03/2014
گرفتی جریان چیه لایکو بزن :)))))))))))))
Cliquez ici pour réclamer votre Listage Commercial.
Type
Site Web
Adresse
Paris
Paris
7500