TimeS+KabuL
We bring the latest news and information!
خبر فوری:
همین لحظه با یکی از دوستانم در کابل تماس داشتم. به فضل خداوند، فعلاً در سطح ملکی همه چیز آرام است و مردم مصروف کارهای روزمره خود هستند. هرچند رفتوآمد نسبت به گذشته بسیار کم شده، اما به گفته مردم در کابل، خدمات اینترنت احتمالاً تا روز پنجشنبه یا جمعه دوباره فعال خواهد شد.
خواستم این پیام را برای اطمینان خاطر هموطنان عزیز که نگران عزیزانشان هستند، شریک سازم. تشکر
نوت : بنده طرفدار هیچ جناح و گروه نیستم و خداوند کسانی را که باعث بد بختی،جهالت ؛ ناداری ، و بی سوادی هموطنان ما میشود ؛ نیست و نابود کند.
زن افغان موقع رسیدن به جرمنی در میدان هوایی نخواست شوهر خود را بیبیند و فرار کرد
21/09/2025
قصابي بود که هنگام کار با ساتور ، دستش را بريد و خون زيادي از زخمش مي چکيد. همسايه ها جمع شدند و او را نزد حکيم باشي که دکتر شهرشان بود بردند.
حکيم بعد از ضد عفوني زخم، خواست آن را ببندد که متوجه شد لاي زخم قصاب ، استخوان کوچکي مانده است، خواست آن را بيرون بکشد، اما پشيمان شد، و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت :
زخمت خيلي عميق است
و بايد يک روز در ميان نزد من بيايي
تا زخمت را پانسمان کنم.
از آن روز به بعد ، قصاب هر روز مقداري گوشت با خود ميبرد و با مبلغي به حکيم باشي ميداد و حکيم هم همان کار هميشگي را مي کرد ، اما زخم قصاب خوب نشد که نشد.
مدتي به همين منوال گذشت، تا اينکه روزي حکيم براي مداواي بيماري،از شهر خارج شد و چند روزي به سفر رفت و از آنجايي که پسرش طبابت را از او ياد گرفته بود، به جاي او بيماران را مداوا مي کرد .
آن روز هم طبق معمول هميشه ، قصاب نزد حکيم رفت و حکيم باشي دست او را مداوا کرد و پس از ضد عفوني مي خواست پانسمان کند که متوجه استخوان لاي زخم شد و آن را بيرون کشيد و زخم را بست و به قصاب گفت :
به زودي زخمت بهبود پيدا ميکند .
دو روز بعد قصاب خوشحال نزد پسر حکيم آمد و به او گفت :
تو بهتر از پدرت مداوا مي کني ،
زخم من امروز خيلي بهتر است .
پسر حکيم هم بار ديگر زخم را ضدعفوني کرد و بست و به قصاب گفت:
از فردا نيازي نيست که نزد من بيايي.
چند روزي گذشت و حکيم از سفر برگشت، وقتي همسرش سفره را پهن کرد،
متوجه شد که غذايش گوشت ندارد و فقط بادمجان و کدو در آن است.
با تعجب گفت : اين غذا چرا گوشت ندارد؟
همسرش گفت : تو که رفتي پسرمان هم گوشتي نخريده.
حکيم با تعجب از پسر سوال کرد : مگر قصاب نزد تو نيامد ؟
پسر حکيم با خوشحالي گفت : چرا پدر ، آمد، و من زخمش را بستم و استخواني که لاي آن مانده بود را بيرون کشيدم، مطمئن باشيد کارم را خوب انجام دادهام .
حکيم آهي کشيد و روي دستش زد و گفت : از قديم گفته بودند : "نکرده کار ، نبر به کار " پس به همین دلیل غذاي امشب ما گوشت ندارد. من خودم استخوان را از لاي زخم بیرون نکرده بودم ، تا قصاب هر روز نزد من امده
و مقداري گوشت برايمان بياورد.
حالا حكايت جماعتي است در كشور ما كه مي خواهند استخوان همواره لاي زخم اين ملت باقي باشد، تا آنها به كسب و كار و تجارت خود مشغول باشند
و ملت مظلوم هم مدام زجر و عذاب بكشند.
اگر این داستان به وضعیت فعلی ما مطابقت دارد شیر کن تا همه بخوانند.
28/07/2025
روحتان شاد اطفال نازنین وطنم
بخت بد و خیانت خانواده؛ روایت دردناک زندگی زن ۲۸ ساله افغان که همراه با سه کودک اش در تهران به قتل رسیدند.
🔹این روایت بر اساس تحقیق خبرنگار عصر۱ از اعضای خانواده و دوستان نزدیک ذکیه، تهیه شده است.
زندگی تلخ و دردناک او از آنجا شروع میشود که به جبر به نکاح مرد ۶۰ سال در آورده می شود. ذکیه ۲۸ ساله، ساکن اصلی شهر تالقان مرکز ولایت تخار است. او دختری در سن ۱۸ الی ۱۹ سالگی به نکاح مرد ۶۰ ساله به عنوان زن دوم در آورده میشود.
در حقیقت او با جبر و فشار خانواده، بدون رضایت خودش، در برابر پول هنگفت فروخته میشود. بخت بد ذکیه از اینجا شروع می شود و در نهایت با پایان تلخ میانجامد.
شوهرش عادل شاه، اکنون ۷۰ سال سن دارد، در نظام جمهوریت نظامی بوده است. زندگی ذکیه به دلیل اختلاف زیاد سن و خشونت های مکرر خانوادگی همیشه پر کشمکش و جنجالی بوده است.
پس از سقوط نظام جمهوریت، عادل شاه اورا به تهران می برد و با گذشت چند سال، اختلافات میان ذکیه و شوهرش بیشتر و بیشتر شده و در نهایت به طلاق و جدایی میانجامد. عادل شاه، مهریه اش می پردازد و پس از مدتی به افغانستان می رود و ذکیه با کودکان اش در خانه اش در منطقهی مرتضیگرد تهران میمانند.
نصرالله، نامزاد ذکیه که در محله آنها زندگی می کرده، از وضعیت ذکیه و داستان زندگی او آگاهی داشته، از فرصت استفاده کرده و فوراً به خانه اقارب او خواستگاری می فرستد. ظاهراً برای ازدواج اما هدف «پول و طلای» ذکیه بوده است.
در نهایت این زن که از اول بخت بدی با مرد ۷۰ ساله داشته به فکر آغاز یک زندگی نو می شود و به نصرالله پاسخ مثبت می دهد. به این نگاه که او جوان است و شاید خوشبخت شود. اما نمیدانست که این انتخاب تازهاش، سرآغاز کابوسی دیگر خواهد بود.
آنها در نهایت نامزاد می شوند و این نامزادی حدود دو ماه طول میکشد. او در طی دو ماه بارها مورد خشونت فزیکی ازسوی نصرالله قرار می گیرد. ذکیه ازاین نامزدای نا امید شده و به دوستان و اقارب خود می گوید: «امید داشتم شاید زندگیم خوب شود اما این هم ازدواج نکرده لت و کوب و رفتار های خشن می کند.» با آنکه عادل شاه شوهر قبلی اش تماس گرفته توصیه می کند: «اگر می خواهی ازدواج کنی با یک فرد دیگری ازدواج کن این پسر که زندگی را خراب می کند». بلاخره ذکیه در روز های اخیر مرگ اش تصیم می گیرد از نصرالله جدا شود اما نصرالله با او برخورد فزیکی کرده و تهدید به مرگ می کند.
اما ذکیه در نهایت تصمیم میگیرد به افغانستان برود. او وسایل خانه اش را از طریق باربری به افغانستان می فرستد، بی خبر آن نصرالله در «کمین» است. نصرالله، پنج روز پیش از کشف اجساد، شبانه وارد خانه ذکیه شده، نخست کودکان او هریک سارا ۱۰ ساله، میلاد ۸ ساله و ساحل ۶ را مسموم کرده خفه میکند و سپس ذکیه را با ۱۸ ضرب چاقو در جای خواب اش به قتل می رساند. او پس از انجام قتل، خانه را از داخل می قفل میکند و از پنجره پاین شده، از بیرون خانه نیز قفل میکند تا وانمود کند که کسی در خانه نیست. او پولها و طلای ذکیه را گرفته فرار می کند.
به گفته خانواده ذکیه در این قتل خواهر و خانم برادر نصرالله نیز شریک هستند. آنها در هنگام انجام قتل همراه با نصر الله در خانه ذکیه بوده اند.
چهار روز پس از قتل، بوی اجساد باعث شکایت همسایهها شد و بستگان با ورود به خانه با پیکرهای قربانیان روبهرو شدند. خانواده قربانیان خواهان رسیدگی جدی از سوی نهادهای عدلی ایراناند و بررسیهای طب عدلی و تحقیقات پولیس تهران ادامه دارد.
ذکیه که با هزار امید به آینده نگاه میکرد، گرفتار خشونتی تازه شد که سرانجام، به قتل فجیع او و کودکان بیگناهش انجامید. او نماد هزاران زنیست که در افغانستان به جبر و فشار مجبور به ازدواج می شوند و هیچگاه فرصت انتخاب را نمی یابند.
✍️نویسنده خبر: اجمل فرهمند
اگر در رینگ باشی همی بچه دندان هایت با این سن خورد میده میکند ولی افسوس که مملکت خودش نیست
😥😥😥مگر افغانی انسان نیست
جزییات تازه از ناپدید شدن زلاله هاشمی، خواننده ستاره افغان؛ ادعای جدید از فرار داوطلبانهدر حالی که از دو روز گذشته، رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی از «ربوده شدن» زلاله هاشمی، خواننده برنامه ستاره افغان خبر میدهند، میرویس عمرخیل، گرداننده پیشین تلویزیون «امر» با نشر یک یادداشت فیسبوکی و ویدیو، روایت تازهای از ماجرا ارائه کرده است.به گفته عمرخیل، زلاله هاشمی نه ربوده شده و نه ناپدید گردیده، بلکه او بهصورت داوطلبانه خانهاش را ترک کرده و به مکان نامعلومی رفته است. در ویدیویی که او منتشر کرده – و گفته میشود از دوربین امنیتی مقابل خانه خانم هاشمی گرفته شده – دیده میشود که زلاله بهتنهایی و با سرعت از خانه خارج میشود.عمرخیل ادعا کرده که این خروج، پس از مشاجره با همسرش صورت گرفته؛ کسی که گویا اجازه آوازخوانی به او نمیداده و موبایلش را نیز ضبط کرده بوده است.با این حال، تاکنون هیچ نهاد رسمی امنیتی یا قضایی، صحت ویدیوی منتشرشده یا ادعای فرار داوطلبانه را تأیید نکرده است. شایان ذکر است که نخستین بار همسر زلاله هاشمی با نشر یک ویدیو، ناپدید شدن او را رسانهای کرد.پرونده زلاله هاشمی همچنان باز است و افکار عمومی در انتظار پاسخ رسمی نهادهای مسئول درباره سرنوشت این هنرمند شناختهشده تلویزیونی هستند
احمدى طبي لابراتوار
مكان تشخيص دقیق و قابل اعتماد.
آدرس مرکز ولایت لوگر، راسته دواخانه ها روبروی کوچی سنتر انصاف ماركيت احمدی طبي لابراتوار
شماره های تماس 0783119303_0748431123_0771742072
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Website
Address
Kabul