Sarwar Danesh
محقق و پژوهشگر ادیان
20/10/2024
گوشه ای از تحقیق در سنت رسول ص از دانشمند بزرگ اسلام غزالی رح
هر حدیثی که به آن فتوا و یا اجتهاد صورت گیرد اگر آن حدیث مورد قبول علمای اسلام بود پس به تحقیق و بررسی در اسناد آن حدیث نیازی نیست
و اگر بعضی از دانشمندان مخالف آن باشند یعنی اینکه به دلیلی برای آنان آن حدیث مورد قبول و حجت قرار نگیرد ، لازم است که مفتی و مجتهد در باره راویان حدیث و عدالت آنان شناخت کافی داشته باشد .
اگر نزد محدثی راویان حدیثی از اشخاص مشهوری باشند
به طور مثال : شافعی از مالک ، و او از نافع ، و او از ابن عمر روایت کند ، آن حدیث ، معتبر و قابل اعتماد خواهد بود .
زیراکه عدالت و احوال چنین راویانی به تواتر رسیده است .
میزان آشنایی با عدالت راوی یا باید از طریق آزمایش باشد و یا مشاهده و یا تواتر خبر باشد
و در غیر اینصورت آگاهی از عدالت راوی بر اساس تقلید خواهد بود .
چنانیکه در روایت اخبار صحیحین نسبت به عدالت راوی ، از بخاری و مسلم تقلید میشود زیرا فرض بر اینست که آنان از هیچ راویی حدیثی مادامی که به عدالت او آگاهی نیافته باشند، حدیثی را روایت ننموده اند، و این خود تقلید محض است.
غزالی رح در ادامه مینویسد که ما زمانی از دام تقلید رها میشویم که به شرح حال راویان اطلاع کافی داشته باشیم .و از شناخت سیرت آنان در می یابیم که آیا صفت عدالت را احراز نموده اند و یا خیر .
و اما چنین تحقیق و بررسی به ویژه در عصر ما به خاطر کثرت وسایط، سخت دشوار خواهد بود .
تنها تخفیفی که در این موضوع داده شده اینست که : به تعدیل امام و پیشوای عادلی اکتفا نماییم البته پس از اعتراف به صحت مذهب چنان امامی ، زیرا پیشوایان مذاهب در جرح تعدیل راویان باهم اختلاف دارند .
راویانی که قرنها پیش از عصر ما دار فانی را وداع گفته اند آزمون عدالت آنان از طریق تجربه و مشاهده بسیار مشکل و غیر ممکن است .
و اگر به شرط گرفته شود که باید از طریق سیرت، عدالت آنان به اثبات برسد ، چنین شیوه ای جز در ائمه و پیشوایان مشهور صادق نخواهد بود .
لذا در اینجاست که در عدالت راویانی که آن ائمه مذاهب از آنان روایت میکنند ، تقلید خواهد شد ، البته بعد از آنکه به مذهب چنان امام و مجتهدی قلم صححه نهاده باشیم .
و اگر برای مفتی ، اعتماد به کتب صحیحی که ائمه مذاهب در باره راویان آن تن به رضایت داده اند را جایز بداریم ، راه فتوا برای مفتی سهل و آسان خواهد شد و اگر نه با وجود کثرت وسائط قطعا راه مفتی مشکل و دشوار خواهد گردید و هر چه از عصر آن راویان فاصله های زمانی ایجاد گردد باز کار ، دشوارتر و سخت تر خواهد بود .
منبع : اجتهاد در شریعت اسلامی ، دکتر یوسف قرضاوی . ص۴۵. و او از : المستصفی ، غزالی . ج۲ . ص ۳۵۲-۳۵۳.
نکته: این مورد، از شرائط لازمه شخص مفتی و مجتهد است .
17/10/2024
امام ابوحنیفه رح در دید بزرگان
۱ امام مالک رح
امام مالک رح فرمود: اگر ابوحنیفه بگوید که ستون مسجد النبی ص از جنس طلا است قطعا که اورا ثابت خواهد کرد.
۲ عبدالله بن مبارک رح فرمود: ابوحنیفه مغز علم بود .
۳ امام شافعی رح فرمود: مردم در فقه تحت سرپرستی و عیال ابوحنیفه هستند.
۴ فضیل بن عیاض نیز چنین او را می ستود: ابوحنیفه مرد فقیهی بود که در فقه شهرت داشت، شخصی توانگر که به بخشیدن مال به آنانی که نزد او می رفتند معروف بود و بردبار بود در آموختن شبانه روزی علم، شب را نیکو می داشت و آن را به نماز شب می پرداخت(این موضوع در مورد ایشان معروف است)، بسیار سکوت می نمود، کم سخن بود مگر آنکه مسأله ای را در مورد حلال یا حرام پاسخ می گفت.
۵ نضر بن شمیل اینگونه از وی یاد می کند: مردمان در علم فقه خوابیده بودند تا آنکه ابوحنیفه آنان را بیدار کرد.
۶ یزید بن هارون درباره ی ایشان می گوید: کسی را بردبارتر از ابوحنیفه ندیده ام.
۷ امام زفَر نیز می گوید: بیش از بیست سال با ابوحنیفه هم نشینی داشته ام، در این مدت هیچ کس را مانند وی برای مردم خیرخواه تر و دلسوزتر از وی ندیده ام. در راه خداوند متعال از وجود خود گذشته بود و بیشتر روزها را سرگرم علم و مسائل و تعلیم آن ها و آنچه در مورد وقایع و مشکلات از وی می پرسیدند و پاسخ دادن به آن ها بود، وقتی هم از مجلس خود برمی خاست به عیادت مریض، یا به تشییع جنازه، دستگیری از مستمندان، صله ی رحم با دوست و برادری یا تلاش دربرآوردن حاجت کسی می رفت و شب که می رسید آن را اختصاص می داد به عبادت و نماز و قرائت قرآن. همین شیوه ی وی بود تا آنکه از دنیا رفت. خدایش از وی راضی باد.
۸ وقیل: اگر علم امام ابوحنیفه را با علم اهل زمان وی می سنجیدند؛ علم و دانش وی از همه ی آنان بیشتر می بود.
و از همه مهمتر پیامبر ص فرمود: " لو کان الإیمان عند الثریا لذهب به رجل من أبناء فارس حتی یتناوله ." یعنی: «اگر ایمان در ثریا باشد، مردی از اهالی سرزمین فارس به سویش می رود تا بدان دست یابد.» (صحیح مسلم) .
بوحنیفه بود مرد باصفا
آن سراج امتان مصطفی .
16/10/2024
حقیقیت شخصیه و نوعیه
حقیقت شخصیه عبارت است از وجود جزئی و مخصوصی که در کالبدی (تن آدمی) مجسم میشود و نام و خصوصیات معینی دارد
به طور مثال: ابراهیم (ع) که فرد خاص و نام معینی دارد و در دوره خاصی زندگی داشته است و خصوصیات او چنانیکه مشهور است به خلیل (دوست خدا ) ملقب بود .
حقیقت نوعیه عبارت است از خصوصیت و صفت باطنی او منهای کالبد عنصری و جزئی منفرد او .
مولانا و بسیاری از عرفا و صوفیه علاوه بر اینکه به حقیقت شخصیه صالحان و طالحان عقیده داشتند به حقیقت نوعیه آنان هم معتقد بودند.
مولانا و بزرگان صوفیه معتقداند که حقیقت نوعیه انبیا و اولیا در هر عصری قابل رجوع و تکرار است چنانیکه حقیقت نوعیه اشقیا (مردمان بدبخت و زشت کردار) قابل رجوع و تکرار است .
چنانیکه شیخ محمود شبستری در این شعر بیان میدارد:
بود نور نبی خورشید اعظم
گه از موسی پدید و گه ز آدم
و همین قسم نمرود و فرعون و سایر اشقیای معروف هم دارای حقیقتی شخصی و نوعی میباشند
به طور مثال : نمرود شخصی خاصی و بانام خاصی بود و جباری بود که در عهد ابراهیم ع توسط پشه ای لنگی هلاک شد
چنانیکه در پنج کتاب و یا به اصطلاح مردم خودما چارکتاب آمده: پشه ای کارش کفایت ساخته
و یا فرعون جباری بود که در عهد موسی ع هلاک شد
و اما حقیقت نوعیه او که همانا صفت جهل و خودبینی و تکبر است در هر عصری و در هر کالبدی داخل میشود و سر میکشد
چنانیکه جباریت او فعلا در این عصر به بنیامین نتانیاهو سر کشیده است .
و چنانیکه مولانا در این شعر بیان میدارد:
آنچه در فرعون بود آن در تو هست
لیک اژدرهات محبوس چه است
ای دریغ این جمله احوال تو است
تو بر آن فرعون بر خواهیش بست
پس یعنی اینکه حقیقت نوعیه مانند نوری باشد که در هر چراغی انداخته شود و بتابد و مسلما خصوصیت هر چراغی تاثیری در آن نور میگذارد که در ظاهر به اشکال مختلف دیده میشود
بعضی آن چراغ ها چنان روشنی میبخشند که دیگر چراغ ها از روشنی او خجل شده و عاطل میمانند به مانند نور خورشید و استارگان و به مانند نور پیامبر ص و دیگر انبیا و اولیا و اتقیا
و بعضی ها هم روشنی آنها در حدی باشد که خیال و گمان شود روشن است (از بس که ضعیف است) .
پس هر چراغی نظر به استعداد خود این نور الهی را پخش و نشر میکنند .
پس آنانکه دیده و نظر ظاهر بین دارند اهل الله را از هم جدا میکنند و اما آنانکه نظر بر معنی دارند مراتب ظهورات اولیا را در هر لباس و کسوتی میشناسند
چنانیکه در این شعر میبینیم:
دیده ای باید که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
مولانا در غزلی بیان این امر را میکند:
آن سرخ قبایی که چو مه پار بر آمد
امسال در این خرقه زنگار بر امد
آن ترک که ان سال به یغماش بدیدی
آنست که امسال عرب وار بر آمد
آن یار همانست اگر جامه دگر شد
آن جامه بدر کرد و دگر بار بر آمد
آن باده همانست اگر شیشه بدل شد
بنگر که چه خوش بر سر خمار بر آمد
این نیست تناسخ سخن وحدت صرف است
کز جوشش آن قلزم زخار بر آمد .
مولانا در تبیین اینکه هرکسی نمیتواند حقیقت نوعیه اولیا را بشناسد تمثیل آورده است:
خلیفه به لیلی گفت :تویی که مجنون دیوانه ای توست؟؟!!
تو که از دیگر زیبا رویان زیباتر نیستی؟!
لیلی پاسخ داد: سخن مختصر که تو مجنون نیستی که در این باره قضاوت کنی .
پس این مطلب برای ما این را میطلبد که آدمی باید به شناخت عارفانه نایل آید تا اینکه بتواند حقیقت هستی را آنگونه که هست مشاهده کند و فریب ظواهر را نخورد .
نیکلسون میگوید:
مجنون که بر اثر عشق بصیرت یافت در لیلی بازتابی از جمال الهی را مشاهده کرد حال آنکه لیلی در چشم دیگران همان گونه که سعدی میگوید : سیه فام باریک اندام نمودار شد .
و این را بدان که حقیقت نسبی است
یکی چیزی میطلبد که دیگری از آن بیزار است پس مسلما که شناخت درست به قاعده ای نیازمند است .
محمد سرور دانش
لوبیا فروشی کاکا بشیر
کابل
11/10/2024
طریقه غسل پیامبر ص
183- «عَنْ عَائشَةَ رَضي اللَّه عنها زَوْجِ النَّبِيِّ ﷺ : أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ كَانَ إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الْجَنَابَةِ، بَدَأَ فَغَسَلَ يَدَيْهِ، ثُمَّ يَتَوَضَّأُ كَمَا يَتَوَضَّأُ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ يُدْخِلُ أَصَابِعَهُ فِي الْمَاءِ فَيُخَلِّلُ بِهَا أُصُولَ شَعَرِهِ، ثُمَّ يَصُبُّ عَلَى رَأْسِهِ ثَلاثَ غُرَفٍ بِيَدَيْهِ، ثُمَّ يُفِيضُ الْمَاءَ عَلَى جِلْدِهِ كُلِّهِ». (بخارى:248)
ترجمه: «عایشه رَضي اللَّه عنها ؛ همسر گرامی نبی اكرم ﷺ میگوید: هرگاه، رسول الله ﷺ غسل جنابت مینمود، نخست دستهایش را میشست. بعد وضوی كامل میگرفت. سپس، انگشتانش را خیس مینمود و با آن، ریشه موهای سر (مبارک) خود را خلال میكرد. و در پایان، سه بار با كف دست بر سر خود، آب میریخت و بعد، تمام بدن خود را میشست».
نکته: برای کسی که نجاست در بدن او وجود دارد
باید در نخست یعنی قبل از وضو دست های خودرا بشوید چون دست آله تطهیر است و سپس آن نجاست را از خود دور کند و بعد وضو بگیرد
چنانیکه از پیامبر ص ثابت است :184- «عَنْ مَيْمُونَةَ رَضي اللَّه عنها زَوْجِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَتْ: تَوَضَّأَ رسول الله ﷺ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، غَيْرَ رِجْلَيْهِ، وَغَسَلَ فَرْجَهُ وَمَا أَصَابَهُ مِنَ الأَذَى، ثُمَّ أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ، ثُمَّ نَحَّى رِجْلَيْهِ، فَغَسَلَهُمَا، هَذِهِ غُسْلُهُ مِنَ الْجَنَابَةِ». (بخارى:249)
ترجمه: «میمونه؛ همسر گرامی نبی اكرم ﷺ ، میفرماید: روش آنحضرت ﷺ برای غسل جنابت چنین بود: نخست، استنجا میكرد و نجاست را از خود دور میساخت و مانند وضوی نماز، وضو میگرفت ولی پاهایش را نمیشست. سپس، بر تمام بدن خود، آب میریخت و در پایان، با اندكی جابجائی، پاهایش را میشست».
نکته: در حال حاضر شخص میتواند پای خودرا هم بشوید چون در حمام های امروزی آب جمع نمیشود .
و اما در سابق چنین نبود و آب در جای غسل جمع میشد .
مقدار آبی که در غسل استفاده شود:
187- «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ : أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْغُسْلِ؟ فَقَالَ: يَكْفِيكَ صَاعٌ، فَقَالَ رَجُلٌ: مَا يَكْفِينِي، فَقَالَ جَابِرٌ: كَانَ يَكْفِي مَنْ هُوَ أَوْفَى مِنْكَ شَعَرًا وَخَيْرٌ مِنْكَ، ثُمَّ أَمَّنَا فِي ثَوْبٍ». (بخارى:252)
ترجمه: «جابر بن عبد الله رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: شخصی از من درباره مقدار آب غسل، سؤال كرد. در جواب، گفتم: یک صاع آب، كافی است. یكی از حاضران گفت: یک صاع برای من كافی نیست. گفتم: برای كسی كه موهایش از تو بیشتر وخودش هم از تو بهتر بود، یک صاع آب، كفایت میكرد (یعنی رسول الله ﷺ ). آنگاه جابر رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ كه یک چادر بر تن داشت، نماز را برای ما امامت كرد».
نکته : صاع ( پیمانه ای برابر با سه کیلو گرم)
نکته: باید دانست که استفاده از آب در غسل باید در حد ضرورت باشد و شخص تا چه قدر که خودرا محتاج میبیند استفاده کند .
چرا که استفاده از آب بخاطر دفع ضرورت اسراف نیست .
خلال کردن موها هنگام غسل :
193- «عَنْ عَائشَةَ رَضي اللَّه عنها قَالَتْ: كَانَ رسول الله ﷺ إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الْجَنَابَةِ، غَسَلَ يَدَيْهِ، وَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ اغْتَسَلَ، ثُمَّ يُخَلِّلُ بِيَدِهِ شَعَرَهُ حَتَّى إِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ أَرْوَى بَشَرَتَهُ، أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ سَائِرَ جَسَدِهِ». (بخارى:272)
ترجمه: «عایشه رَضي اللَّه عنها میفرماید: هرگاه، رسول الله ﷺغسل جنابت مینمود، نخست دستهایش را میشست. سپس، مانند وضوی نماز، وضو میساخت. بعد از آن، غسل مینمود. آنگاه با دستهایش، موهای سرش را خلال میكرد تا مطمئن شود كه پوست سرش كاملاً خیس شده است. و در پایان، سه بار بر بدنش، آب میریخت و تمام آن را میشست».
نکته: برای کسی که اطمینان دارد آب به پوست سرش رسیده است توسط آب زیاد و یا اینکه هیچ مویی ندارد و یا موی او کم است خلال کردن لازمی نیست .
شخص جنب در مسجد بدون اینکه تیمم کند بیرون میرود:
194- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: أُقِيمَتِ الصَّلاةُ وَعُدِّلَتِ الصُّفُوفُ قِيَامًا، فَخَرَجَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ ، فَلَمَّا قَامَ فِي مُصَلاهُ، ذَكَرَ أَنَّهُ جُنُبٌ، فَقَالَ لَنَا: «مَكَانَكُمْ». ثُمَّ رَجَعَ فَاغْتَسَلَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَرَأْسُهُ يَقْطُرُ، فَكَبَّرَ فَصَلَّيْنَا مَعَهُ». (بخارى:275)
ترجمه: «ابو هریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: اقامه گفته شد و صفها برای اقامه نماز، بسته شد. سپس، رسول الله ﷺ تشریف آورد. هنگامی كه بر مصلای نماز ایستاد، یادش آمد كه جُنب است. به ما گفت: «سر جای خود بمانید». یعنی (صفهای نماز را بهم نزنید). سپس برگشت و غسل نمود. و در حالی به سوی ما آمد كه هنوز آب از موهایش میچكید. آنگاه، تكبیر گفت و ما با ایشان نماز خواندیم».
مومن در حالت جنب نجس نیست
198- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ : أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ لَقِيَهُ فِي بَعْضِ طَرِيقِ الْمَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، قال: فَانْخَنَسْتُ مِنْهُ، فَذَهَبتُ فَاغْتَسَلْتُ، ثُمَّ جِئتُ، فَقَالَ: «أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ»؟ قَالَ: كُنْتُ جُنُبًا فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ وَأَنَا عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ الْمُسْلِمَ لا يَنْجُسُ»». (بخارى:283)
ترجمه: «ابو هریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: نبی اكرم ﷺ در یكی از كوچههای مدینه، مرا دید. چون جُنب بودم، خود را عقب كشیدم و از چشم رسول الله ﷺ پنهان كردم. و پس از غسل، خدمت رسول خدا ﷺ رسیدم. آنحضرت ﷺ فرمود: « ابوهریره! كجا بودی»؟ عرض كردم: بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله ﷺ فرمود: « سبحان الله! مؤمن كه نجس نمیشود»».
شخص جنب وضو بگیرد و بعد بخوابد :
199- «عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخطابِ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ : سَأَلَ رسول الله ﷺ : أَيَرْقُدُ أَحَدُنَا وَهُوَ جُنُبٌ؟ قَالَ: «نَعَمْ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَلْيَرْقُدْ وَهُوَ جُنُبٌ»». (بخارى:287)
ترجمه: «عمر بن خطاب رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ از رسول الله ﷺ پرسید: آیا در حالت جنابت، می توانیم بخوابیم؟ آنحضرت ﷺ فرمود: «بلی، اگر وضو بگیرید، میتوانید بخوابید»».
و صلی الله تعالی علی خیر خلقه محمد و علی آله و اصحابه اجمعین.
13/09/2024
بسم الله الرحمن الرحیم
در باب جمعه
وجوب جمعه :
«ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «ما در دنیا، آخرین اُمت هستیم ولی در قیامت، پیشاپیش سایر امتها خواهیم بود با وجودی كه آنها قبل از ما صاحب كتاب آسمانی شدهاند. سپس، خداوند روز جمعه را برای اهل كتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن انجام دهند) ولی آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، خداوند ما را بدان (روز جمعه) راهنمایی فرمود و بقیه مردم (اهل كتاب) پشت سر ما قرار دارند؛ شنبه روز عبادت یهود و یكشنبه روز عبادت نصارا است»». (بخاری:۸۷۶)
نکته: نماز جمعه بالای هر مرد بالغ و مسلمانی واجب و لازمیست و بالای کودکان لازمی نباشد و اما آوردن آنها بخاطر تشویق و ترغیب نیک است
و اما بالای زن نماز جمعه واجب نباشد (صحیح ابوداود ۹۴۲)
غسل کردن ، مسواک زدن ، عطر استفاده کردن در جمعه
«ابوسعید خدری رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: گواهی میدهم بر اینكه رسول الله ﷺ فرمود: «غسل روز جمعه و مسواک زدن، بر هر فرد بالغ و مسلمان، واجب است. و اگر به مواد خوشبو، دسترسی داشت، استفاده كند»». (بخاری:۸۸۰)
نکته: غسل نمودن در روز جمعه سنت است و اینکه رفتن به اجتماع تقاضا میکند که جان پاک بوده و لباس خوب در تن شود و اینکه از خوشبویی هم استفاده شود تا اینکه روانِ آرام داشته و حسن نظر به مردمان حفظ شود .
و اما غسل نمودن در هفت روز یک بار واجب و ضروریست (بخاری:۸۹۷) و همچنان : و لجسمک علیک حق .
و نیک بودن غسل در جمعه(بخاری:۹۰۲)
فضیلت نماز جمعه :
«ابو عبس رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ در حالی كه برای نماز جمعه میرفت،گفت: از رسولاللهﷺ شنیدم كه میفرمود: «هر كس كه قدمهایش در راه خدا گردآلود شوند، آتش دوزخ بر او حرام خواهد شد»». (بخاری:۹۰۷)
و همچنان 487- «ابو هریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ روایت میكند كه رسول الله ﷺ فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نماید و اول وقت برای نماز جمعه برود، گویا شتری صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا گاوی صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا قوچی صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گویا یک مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گویا یک تخممرغ صدقه نموده است. ولی زمانی كه امام برای ایراد خطبه برخیزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش میدهند»». بخاری
منع بلندکردن برادری از جایش در نماز جمعه
501-
«عبد الله بن عمر رَضِیَ اَللهُ عَنْهُمَا میگوید: رسول الله ﷺ نهی كرد از اینكه كسی برادر مسلمانش را از جایش بلند كرده و خود بجایش بنشیند. سؤال شد: آیا این حكم، برای روز جمعه است؟ فرمود: برای روز جمعه و غیره جمعه است».(بخاری:۹۱۱)
نکته : بنابر این برای هیچ کسی چنین حقی نیست که برادری که قبل از او در مسجد آمده و در جایی نشسته اورا از جایش بلند کند چرا که باعث دلرنجی برادر مسلمان میگردد
و اینکه جایگاه مشخص برای هر شخصی که باشد چه پادشاه و چه گدا در مسجد ممنوع است و بلند کردن برادری از جایش بخاطر آن شخص مخصوص مشمول منع این حدیث مبارک است .
و بلند کردن طفلی از جایش آنهم در وقت نبود جای برای شخص مکلف و همچنان منظم ساختن آن طفل بطریق نیک اشکالی ندارد.
جایگاه صف اول مخصوص هیچ کسی نیست جز به آنان که وقت تشریف آوردند و آن جای را گرفتند و بلند کردن آنها بخاطر شخص مخصوص ممنوع است.
تاخیر نماز جمعه:
499-
«انس رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: رسول الله ﷺ در زمستان كه هوا سخت سرد میشد، نماز جمعه را زود میخواند و در تابستان كه هوا سخت گرم میشد، آن را به تاخیر میانداخت». (بخاری)
و صلی الله تعالی علی خیر خلقه محمد و علی آله و اصحابه اجمعین.
17/06/2024
دانشا انسان بودن سخت است
نیک سرشت و مرد با ایمان بودن سخت است
سخت باشد بندگی در میان جبر های زندگی
خویش را بر کیش کرد و نفس را ناکار کردن سخت است
این دلِ نادیده چیز کز تجمل مست شد
مست را بیدار و هم هشیار کردن سخت است
ای که تو دانای عیبی از عیوبم در گذر
چون که عیب را در بقا عریان بدیدن سخت است
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the public figure
Telephone
Website
Address
چهار راهی ترافیک
Kabul
Opening Hours
| Monday | 08:00 - 12:00 |
| Tuesday | 08:00 - 12:00 |
| Wednesday | 08:00 - 12:00 |
| Thursday | 08:00 - 12:00 |
| Saturday | 08:00 - 12:00 |
| Sunday | 08:00 - 12:00 |