Chabouk TV
خبر های فوری را میتوانید ازین صفحه بیننده باشید.
06/11/2022
باشندگان پامیر بدخشان، برای نخستین بار به خدمات مخابراتی دسترسی پیدا میکنند.
خبرگزاری دولتی باختر، در تویترش نوشته که نورالله نوری، سرپرست وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل در دیدار با نمایندهی مردم پامیر ولایت بدخشان، گفته که درخواست فعالسازی یک شبکهی مخابراتی در پامیر منظور شده است.
آقای نوری، افزوده است که با فعالسازی این شبکه، در آیندهی نزدیک باشندگان پامیر به خدمات مخابراتی دسترسی پیدا خواهند کرد.
وزارت مالیه ا.ا.ا. :
در ۷۸ روزهای کاری سه ماه گذشته ۲۶.۹۱۵ ملیارد افغانی عوائد داشتهایم.
عوائد ما روز به روز در حال افزایش است. چنانچه تنها در روز چهارشنبه ۲۶ عقرب (پریروز) ۵۵۷ ملیون افغانی عوائد داشتیم.
خبر تازه
وزارت مالیه معاشات ۳ ماههی کارمندان دولتی را یکجایی پرداخت میکند
انعامالله سمنگانی، معاون سخنگوی طالبان به نقل از وزارت مالیه در تویتی نگاشته: «از امروز معاشات ۳ ماهه از سنبله، میزان و عقرب همه کارمندان دولتی یکجایی پرداخته میشود.»
20/11/2021
نمایش ۱۵ قلم وسایل دست ساخته دو جوان در ولایت دایکندی!
مقام ولایت دایکندی با ابراز امتنان و قدردانی و تفویض تقدیر نامه و جوایز نقدی به علی احمد و رحمان افزود که کشور ما پس از این توام با صلح و ثبات نیازمند چنین جوانان خواهد بود تا رفاه و آسایش در جامعه به ارمغان بیاورد همچنان او تاکید کرد از قشر جوان حمایت خواهد کرد.
20/11/2021
درخواست کمک فوری ۱۱۵ میلیون دالری اداره غذا و کشاورزی ملل متحد برای کمک به کشاورزان افغانستان
درخواست کمک فوری ۱۱۵ میلیون دالری اداره غذا و کشاورزی ملل متحد برای کمک به کشاورزان افغانستان - روزنامه ۸صبح ۸صبح، کابل: اداره غذا و کشاورزی ملل متحد «FAO» خواستار کمک فوری ۱۱۵ میلیون دالری شد که بتواند با استفاده از آن، نیاز کشاورزان و خانوادههایشان را برای کشت در زمستان ....
19/11/2021
نوشته دلچسب از صلصال و شهمامه
پیرامون صلصال و شمامه داستان ها و افسانه های متعدد و گوناگونی در سینه های مردان کهن سال بامیان وجود دارد که بیان هر یک از این افسانه های فلکوریک ، حلاوت و شیرینی خاصی را تداعی می کند.
در یکی دیگر از داستانها و افسانه های عاشقانهٔ این سرزمین ، به موضوع عشق و دلدادگی صلصال و شمامه نگاه می کنیم که داستان این دو دلداده برای نخستین بار از سوی سخنور نامی کشور استاد خلیل الله خلیلی در کتاب عیاری از خراسان نقل شده است.
شمامه در میان کل دختران بامیان از زیبایی همتا نداشت. او دختری بود آزاد منش و فریبا و با وفا. نام شمامه در زیبائی و دلبری سر زبانها بود.
در این میان جوانی به نام صلصال پیدا می شود که در بین عشاق جهان یک سر و گردن از همه بالاتر است.
صلصال پسر جهان پهلوان بود و شمامه دختر میرِ بندامیر. صلصال در نیرومندی و دلیری و هم آداب و فنون پهلوانی همتا نداشت.
روزی از روزها چشم صلصال به شمامه افتاد، یکدل نه، بلکه به هزار دل عاشق و شیدای وی گردید و این دیدار پرندهٔ عشق را در درون صلصال به تکاپو وا داشت و خواهان این پری سیما شد.
صلصال شمامه را نیز از لحاظ پهلوانی و نیرومندی و شهامت ، مفتون خود نمود و همان گونه که شمامه با چهره افسونگر خود، صلصال را در دام عشقش گرفتار کرده بود، مرغ دل او هم به سوی صلصال به پرواز در آمد.
شمامه دختر جوان و زیبای میر بند امیر که به همراه سایر دختران محل به دنبال آب به رود خانه میاید، سوارکارانی را می بیند که پس از شکار نمودن چندین گوزن، زیر سایه درختان کنار رود خانه آرمیده اند، ولی دل جستجو گر او تنهاست و به دنبال همدل و همراهی می گردد. در این حال شمامه دلاوری را می بیند که از آن سوی رود خانه یکی از جوانان زیر چشمی تماشاگر اوست. جوان دلاور صلصال فرزند جهان پهلوان بامیان است. او به به همراه دوستان برای شکار به آن سرزمین آمده است و پس از شکار و استراحتی چند، آهنگ برگشت دارد.
صلصال با دیدن وی دل به مهر او می بازد و سپس با شمامه صحبت می کند . او در این گفتگو نام و نشان شمامه را می یابد. و خود را نیز این چنین معرفی می کند: من صلصال فرزند جهان پهلوان هستم که از بامیان به شکار گوزن آمده ام، شهر من قلعه ضحاک است.
دختران همراه شمامه از بودن جهان پهلوان بامیان به همراه دوستانش و خبر همصحبتی وی با شمامه را به گوش میر بند امیر می رسانند و خشم آن پدر و کلان قوم را بر می انگیزند. پدر تصمیم در خانه ماندن شمامه میگیرد.
آوازۀ دل دادگی صلصال به شمامه در سراسر بامیان و بند امیر گسترده میگردد. صلصال خواستگارانی را در طلب شمامه به نزد پدر او فرستاد. میرِ بند امیر هر چه در قدرت داشت، انجام داد تا خواستگاری های مکرر پسر جهان پهلوان بامیان، را بتأخیر افگند.
صلصال گاهی شب های تاریک به محلهٔ شمامه می آمد و مخفیانه به خانه ی پدر شمامه نزدیک می شد و به معشوقه اش نظر می اندوخت و بوی شمامه را از آن خاک و چوب می جست. شمامه نیز بوی صلصال را حس می کرد، ولی کاری از دستش بر نمی آمد. نمی توانست از حصار خانه که پدرش او را مجبور به ماندن در ان کرده بود، بیرون آید. تنها کاری که می کرد، این بود که عزمش به این عشق و صداقت آن بیشتر می شد. صلصال هر بار که می خواست به محله ی شمامه برود، مثل باد شمال سرعت می گرفت و تند می رفت، و هنگام برگشت افتان و خیزان راه می پیمود، گویی در خارستانی قدم بر می دارد.
اگر به اختیار شمامه بود، او دلش می خواست که در نکاح صلصال در آید تا او دیگر مجبور نشود و اینهمه راه را برود و برگردد و آن همه جدایی و درد را تحمل کند. حالت روحی صلصال مثل اطفال کوچک شده بود؛ طفلی که در همه حال دنبال محبت است.
شمامه هم جز عشق ورزی کار دیگری نداشت. حتی وقتی هم سن و سال هایش به خانه او می آمدند، با آن ها حرف نمی زد وآرام و بی صدا اشک می ریخت.
او در بند عشق صلصال گرفتار شده بود واین آتش عشق روز به روز شعله ورتر می شد. سخت گیری پدرش و حرف های مردم، درد و رنج او را بیشتر می کرد.
همسر میر بند امیر که زنی مهربان و با تجربه بود، مادرانه برای دخترش شمامه دل سوزاند و برای راضی کردن شوهرش به این خواستگاری در تلاش شد.
بلاخره پدر از کار خود نادم و پشیمان میشود.از اینرو پدر شمامه شرایطی برای انجام این خواستگاری وضع کرد .
سلسال باید برای بند امیر، بند مستحکمی نهد تا دیگر در زراعت مردم تخریب وارد نکند. آ ب بند باید ذخیره گردد تا مردم ازخشک سالی در امان باشند.
پلنگان وحشی که موجب آ زار مردم اند، از پا در آ ورده شود. آ ن اژدها ی دوسر که چهل دختر بیگناه را بنفس آ تشینش هلاک نموده، صید شود. بعد از انجام این شرایط، سلسال با شمامه دست خواهد داد.
سلسال سه سال با عشق و علاقه با سیل های خروشان پنجه داد و بندی فرا راه آب ایجاد کرد و در انتهای آن حوضی ساخت.. پلنگان ستیزنده را ازپا درآورد. آژدهای دوسر را با شمشیر که از فولاد آبدادۀ درۀ آهنگران درست شده بود، دو نیمه کرد وامر داد تا ازپوست آن، راه قصر شمامه را در روزعروسی فرش نمایند.
منطقۀ بند امیر و بامیان از برکت تلاشهای خستگی نا پذیر وی بهشت جهان گردید. مرد و زن در انتظار روزی بسر میبردند که جشن عروسی برپا گردد و در آن روز، کوه، دره و شهر و بازار را تزئین کنند. و در شادمانی عروس و داماد، شریک شوند. دامادی که درشجاعت و نیکوکاری و عروسی که در زیبائی و حسن اخلاق، محبوب همگانند. باید مردم در جشن آ نها جمع گردند.
بزرگان قوم در بامیان و بند امیر پیشنهاد کردند که مردم بامیان به افتخار عروس و مردم بند امیر و به افتخار داماد، دو یادگار تعمیر نمایند.
پیشنهاد به موافقت عامه پذیرفته شد، به این ترتیب که دو رواق بزرگ در دل کوه بتراشند. و در بامداد جشن عروسی، داماد در رواقی که همشهریان عروس تعمیر نموده اند و عروس در رواقی که همشهریان داماد بنیاد نهاد اند، بایستند و زنان و مردان بند امیر و بامیان در برابر آنها صف کشیده، مبارک باد گویند.
ابن بود حکایتی درمورد عشق صلصال و شمامه. 🥰
صلصال: گِل نیکو یا گِل آمیخته با ریگ
شمامه: بوی خوش
---------
رونوشت از صفحه : سجاد حسین رودیار
19/11/2021
۷ دزد مسلح که دیشب سه مسافر را زخمی نموده بود باز داشت شدند
دزدان مسلح که شب گذشته در مسیر دایکندی بامیان، ساحه قره خوال ولسوالی یکه ولنگ ۱، با راه گیری چندین موتر سه مسافر را زخمی نموده بودند باز داشت شد.
این ۷ سارق شام امروز توسط والی بامیان، مدیر امنیت شهری وموظفین امنیتی از ساحه کپروک بند امیر دستگیر شده است.
این در حالی است که چندی قبل نیز دزدان مسلح در کوتل بکک یکه ولنگ یک تن را تیر باران نموده بود.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the business
Website
Address
Bamyan