Sayed Jamaluddin Azad

Sayed Jamaluddin Azad

Share

برای آنچه باور داری ایستادگی کن حتی اگر به معنی تنها ای?

26/05/2026
Business and Economics 04/05/2026

درود و سلام خدمت همه دوستان!
امیدوارم همه در صحت و سلامت بوده باشید!
در ادامه فعالیت هایم، گاهی کم و گاهی زیاد، برنامه دارم روزانه حداقل یکساعت بصورت لایف در یوتیوب حضور یابم. ممکنه برنامه ها و اطلاعات کامل نباشد، اما میتوانم با کمک شما، راهنمایی هایتان و از همه مهمتر، سوالات تان برنامه ها را مفید تر و کاربردی تر بسازم. منتظر حمایت همیشگی همه شما!

Business and Economics Economic | Business | Startups & Entrepreneurships | Self Development | Books Recommendations

26/08/2025

شش قانون موفقیت آرنولد

1. به خودت ایمان داشته باش (Trust Yourself)
هیچ‌کس جز خودت نمی‌تواند برایت بگوید کی هستی و چه می‌خواهی بشی. باید درون خودت را پیدا کنی و به راهی که انتخاب کردی باور داشته باشی.

2. قانون‌ها را بشکن، نه قوانین رسمی ، بلکه قوانین کلیشه‌ای (Break the Rules, Not the Law)
برای متفاوت بودن، باید از چارچوب‌های محدودکننده جامعه بیرون بیای. همون مسیری را نرو که همه می‌روند.

3. از شکست نترس (Don’t Be Afraid to Fail)
شکست بخشی از مسیر موفقیت است. هر بار که می‌بازی، تجربه‌ای به دست میاری که تو را به پیروزی نزدیک‌تر می‌کند.

4. از منتقدان چشم‌پوشی کن (Ignore the Naysayers)
همیشه آدم‌هایی هستند که می‌گن «نمی‌توانی»، «غیرممکن است». باید گوش‌هایت را ببندی و ادامه بدهی.

5. سخت کار کن (Work Like Hell)
هیچ موفقیتی بدون تلاش، تمرین، و سخت‌کوشی به دست نمیاید. آرنولد می‌گویه: “هیچ راه میانبری وجود ندارد.”

6. چیزی برگردان (Give Something Back)
وقتی موفق شدی، به جامعه، مردم و دیگران کمک کن. موفقیت فقط برای خودت نیست، باید اثر مثبتی روی جهان بگذاری.

✨ این قوانین هم در بدنسازی بهش کمک کرد، هم در بازیگری، و هم در سیاست.

23/08/2025

کتاب «پدر پولدار، پدر بی‌پول» نوشته رابرت کیوساکی برای هر کسی‌ست که می‌خواهد دیدگاهش را نسبت به پول، سرمایه‌گذاری و استقلال مالی تغییر دهد. این کتاب مخصوصاً برای جوانانی مفید است که تازه وارد دنیای کار و درآمد شده‌اند و می‌خواهند تصمیم‌های مالی هوشمندانه بگیرند. همچنین برای کسانی‌که از سیستم آموزشی سنتی بیرون آمده‌اند اما هنوز نمی‌دانند چگونه پول بسازند، بسیار آموزنده است. کیوساکی در این کتاب تفاوت میان دو نوع تفکر مالی را نشان می‌دهد: تفکر پدر بی‌پول که نمایانگر باورهای رایج جامعه است—مثل «درس بخوان تا شغل خوب پیدا کنی»—و تفکر پدر پولدار که بر ساختن دارایی، سرمایه‌گذاری و ایجاد درآمد غیرفعال تمرکز دارد. این کتاب برای کارمندان، کارآفرینان، دانشجویان، والدین و حتی معلمان مفید است، چون مفاهیم مالی را به زبان ساده و با مثال‌های واقعی توضیح می‌دهد. اگر کسی می‌خواهد از چرخهٔ کار کردن برای پول بیرون شود و به مرحله‌ای برسد که پول برایش کار کند، باید این کتاب را بخواند. این کتاب نه‌تنها آموزش مالی می‌دهد، بلکه ذهنیت موفقیت را نیز تقویت می‌کند.

22/08/2025

حکایت پادشاه و پسر قد کوتاه
می‌گویند پادشاهی پسری داشت که از قد کوتاه و چهره معمولی بود. برادران دیگرش قدبلند و خوش‌چهره بودند. پدرش همیشه او را دست‌کم می‌گرفت.

پسر باهوش این را فهمید و به پدر گفت:
«پدر جان! انسان کوتاهِ عاقل بهتر است از آدم بلندقدِ نادان. همه‌چیز به ظاهر نیست. مثلاً بز کوچک و تمیز است، ولی فیل بزرگ، وقتی می‌میرد لاشه‌اش بوی بد می‌دهد. کوه کوچک طور هم نزد خدا ارزش بزرگی دارد.»

بعد شعری خواند که معنایش این است:

آن شنیدی که لاغری دانا
گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی و گر ضعیف بود
همچنان از طویله خر به
� پدر خندید و بزرگان دربار هم حرفش را پسندیدند، ولی برادرانش از این سخن رنجیدند.

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
هر پیسه گمان مبر نهالی
باشد که پلنگ خفته باشد

🔶 روزی جنگی سخت پیش آمد. لشکر دشمن حمله کرد. اولین کسی که دلیرانه به میدان رفت همین پسر بود. گفت:
«من آن کسی نیستم که در روز جنگ پشت کنم؛ بلکه سرم را در خون می‌دهم تا شجاعتم ثابت شود.»

و بعد به دل دشمن زد، چندین مرد جنگی را کُشت و برگشت. نزد پدرش آمد و گفت:
«ای پدر! دیدی اگر ظاهرم کوچک است، هنرم و شجاعتم کوچک نیست. اسب لاغر در میدان به کار می‌آید، نه گاو پرواری.»

🔶 لشکر دشمن زیاد بود و سپاه پدر اندک. همه آماده فرار بودند. پسر فریاد زد:
«ای مردان! یا بجنگید یا لباس زنانه بپوشید!»
با سخن او همه دلیر شدند، حمله کردند و پیروز شدند.

👑 پادشاه از شجاعت پسر شگفت‌زده شد، او را در آغوش گرفت و روزبه‌روز به او بیشتر علاقه‌مند شد تا اینکه او را ولیعهد خود کرد.

🔶 برادران از روی حسادت تصمیم گرفتند او را با زهر بکُشند. ولی خواهرشان که متوجه شد، پنهانی به او خبر داد. پسر غذا نخورد و گفت:
«محال است که هنرمندان بمیرند و بی‌هنران جای آنان را بگیرند.»

پادشاه از ماجرا باخبر شد، برادران را تنبیه کرد و هرکدام را به گوشه‌ای از کشور فرستاد تا نزاع و دشمنی خاموش شود.
گلستان سعدی

21/08/2025

*از بین نویسندگان روس که جزو بهترین‌های داستان نویسی دنیا هستند، زندگینامه و آثار تئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی ویژگی‌های خود را دارد۰*
*در زیر، داستانکی کوتاه از وی را بخوانیم:*
*دختر دانش‌آموزی صورتی زشت داشت۰ دندان‌هایی نامتناسب با گونه‌هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره‌ای تیره۰*
*روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند۰*
*نقطه‌ٔ مقابل او دختر زیبارو و پول‌داری بود که مورد توجه همه قرار داشت۰*
*او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:*
*می‌دونی زشت‌ترین دختر این کلاسی؟*
*یک دفعه کلاس از خنده ترکید۰۰۰*
*بعضی‌ها هم اغراق‌آمیزتر می‌خندیدند۰*
*اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله‌ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه‌ای در میان همه و از جمله من پیدا کند۰*
*اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذّاب هستی۰*
*او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان‌ترین فردی است که می‌توان به او اعتماد کرد۰*
*و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می‌خواستند با او هم گروه باشند۰*
*او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود۰*
*به یکی می‌گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و۰۰۰ ۰*
*به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق‌ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب‌ترین یاور دانش آموزان را داده بود۰*
*آری ویژگی برجسته‌ٔ او در تعریف و تمجیدهایش از دیگران بود که واقعاً به حرف‌هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه‌های مثبت فرد اشاره می‌کرد۰*
*مثلاً به من می‌گفت بزرگ‌ترین نویسنده‌ٔ دنیا و به خواهرم می‌گفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت۰*
*آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته‌ٔ اول چگونه این را فهمیده بود۰*
*سال‌ها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجّه به صورت ظاهری‌اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم۰*
*پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری‌اش رفتم، دلیل علاقه‌ام را جذّٰابیَّتِ سِحر آمیزش می‌دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی‌اش گفت:*
*برای دیدن جذّٰابیَّتِ یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!*
*در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم۰*
*دخترم بسیار زیبا است و همه از زیبایی صورتش در حیرتند۰*
*روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟*
*همسرم جواب داد:* *من زیبایی چهره‌ٔ دخترم را مدیون خانواده‌ٔ پدری او هستم۰*
*و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید۰*
*تئودور داستایوفسکی:*
*عظمت در دیدن نیست۰*
*عظمت در چگونگی دیدن است۰*
*گاهى خودت را مثل یک کتاب ورق بزن۰*
*انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همان‌جا تمام‌شان کنی۰*
*بین بعضی حرف‌هايت "کاما" بگذار که بدانی باید با کمی تَأَمُّل ادایشان کنی۰*
*پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادت‌هایت نیز علامت "سؤال" بگذار۰*
*تا فرصت ویرایش هست۰۰۰ خودت را هر چند شب یک‌بار ورق بزن۰۰۰*
*حتّٰی بعضی از عقایدت را حذف کن ۰۰۰*
*اما بعضی را پررنگ۰۰۰*
*برخی آدم‌ها را حذف کن، برخی را نه!*
*هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن!*
*روز خوب به ما شادی می‌دهد،*
*روز بد به ما تجربه،*
*و بدترین روز به ما درس می‌دهد۰۰۰۰!*
*فصل‌ها برای درختان هر سال تکرار می‌شود،*
*اما فصل‌های زندگی انسان تکرار شدنی نیست۰۰۰*
*تولد۰۰۰،کودکی۰۰۰،نوجوانی ۰۰ جوانی۰۰۰،پیری و۰۰۰*
*تنها زمانی صبور خواهیم شد که صبر را یک قدرت بدانیم نه یک ضعف!*
*آن چه ویران‌مان می‌کند، روزگار نیست، حوصله‌ٔ کوچک و آرزوهای بزرگ است۰۰۰۰*
سلام و درود بر اهل خرد و مهربانی 🌸

20/08/2025

چین در چهار دهۀ گذشته یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تاریخ بشری را ثبت کرده است: بیرون کردن حدود ۸۰۰ میلیون نفر از فقر شدید؛ یعنی بیش از ۷۵ درصد کل کاهش فقر در جهان در این مدت. در اوایل دهۀ ۱۹۸۰ حدود ۸۸ درصد مردم چین کمتر از ۱.۹۰ دالر در روز درآمد داشتند، اما تا اواخر دهۀ ۲۰۱۰ این رقم تقریباً به صفر رسید. این موفقیت بزرگ بر دو پایه استوار بود: رشد پایدار اقتصادی و برنامه‌های هدفمند کاهش فقر. اصلاحات اقتصادی سال ۱۹۷۸ به رهبری دنگ شیائوپینگ باعث شد چین به‌تدریج اقتصاد خود را آزاد ساخته و وارد تجارت جهانی شود. این روند میلیون‌ها شغل در سکتورهای تولیدی و ساختمانی ایجاد کرد و روستاییان را از زراعت معیشتی به فعالیت‌های پر درآمدتر کشاند.

اما تنها رشد اقتصادی کافی نبود؛ در سال ۲۰۱۴ چین کمپاین بزرگ «کاهش فقر هدفمند» را آغاز کرد. در این برنامه، خانواده‌های فقیر به‌صورت دقیق شناسایی شدند و به آنان کمک‌های ویژه مانند انتقال از مناطق غیرقابل‌سکونت، یارانه‌ها، دسترسی به آموزش و صحت، خدمات مالی و زیربناهای بهتر داده شد. حکومت از مأموران محلی می‌خواست که در برابر نتایج پاسخگو باشند، تا برنامه به‌طور واقعی عملی گردد.

سرمایه‌گذاری‌های وسیع در زیربناها مانند سرک، برق و انترنت باعث شد روستاهای دورافتاده به شهرها وصل شوند و مردم به بازار و فرصت‌های جدید دسترسی پیدا کنند. همچنین، تقویت خدمات آموزشی و صحی زمینه شکستن چرخه‌های فقر نسل‌به‌نسل را فراهم ساخت. برنامه‌های حمایتی اجتماعی برای اقشار آسیب‌پذیر هم امنیت اقتصادی را بالا برد.

در سال ۲۰۲۰ چین رسماً اعلام کرد که فقر مطلق را بر اساس خط فقر ملی ریشه‌کن کرده است. هرچند هنوز چالش‌هایی مانند نابرابری درآمد و آسیب‌پذیری‌های جدید وجود دارد، تجربه چین نشان می‌دهد که ترکیب رشد اقتصادی، سیاست‌گذاری هدفمند، توسعه زیربنا و حمایت اجتماعی می‌تواند میلیون‌ها نفر را از فقر نجات دهد و الگویی الهام‌بخش برای کشورهای در حال توسعه باشد.

این سرعت و روش پیشرفت تا به امروز خیلی از اقتصاددان های جهان را به فکر فرو برده است!
نظر شما در این مورد چیست؟!
با ما به اشتراک بگذارید
#روبرداشت

10/08/2025

مرد جنگی در جریان جنگ شمشیرش تاب برداشت و کج شد ، شمشیر را گرفته و برد نزد آهنگر که از کار افتاده است و ترمیمش کن.
مرد آهنگر با مهارت خاص شمشیر را گرفت روی پیشانی خود گذاشت و با دو دست شمشیر را از دو کنارش گرفته انرا صاف و راست کرد و دوباره به جنگجو داد گفت: ده دینار شد و آهنگر دوباره به کارش آدامه داد.
جنگجو به قهر گفت خلیفه جان چی میگی؟
ده دینار ده ایقه کارک ؟ در دو ثانیه ظلم میکنی؟ میفهمی مه آدم جنگی هستم عصابم را خراب نکو کار به انصاف کو ای کار خورده خو مه خودم هم میتانم که تو کردی .
آهنگر با لبخند شمشیر را از دست جنگجو دوباره گرفت با اندکی فشار به حالت اول شمشیر را باز گشتاند و کج کرد . گفت هر چی میکنی‌ کو مگم از پیش دوکان مه دور استاد شو که در غمت نمانم.
جنگجو دو قدم عقب رفت بعد نشست و به تقلید آهنگر شمشیر را به روی پیشانی خود گذاشت تا راستش کند همین که دست خود را برد به شمشیر که زور بزند .
شمشیر از پیشانی او خطا خورد و رفت بینی جنگجو را خرپ برید و پیش پای آهنگر انداخت .
مرد جنگ‌ جو شمشیر را رها کرد و بینی خود را در دست گرفته نزد طبیب رفت و سلام داد.
به طبیب گفت بینی بریده گی دوباره جور نمیشود ...؟
طبیب سرش را به علامت منفی شور داد گفت : اگر خوب هم شد میشود یک بینی خمیری .
مرد جنگی گفت: کار من جنگ است من هر روز دها تن را زخم میزنم در کار خود استادم .
تو‌کارت وصل است و مرهم مداو پس تو در کارت چرا استاد نبستی و ماهر؟
بیا با من به میدان جنگ برو!
آباد کردن سخت است ویران کردن اسان...
هر استادی از تجربه خود مزد می گیرد نه از زحمت خود .
هیچ کسب کاری آسان نیست کار را به اهل کارش بسپارید.
و آینکه ویران کردن خیلی اسان تر است از آباد کردن.
اگر تعمیر نتوان کرد ویران میتوان کردن .

Want your business to be the top-listed Advertising & Marketing Company in Bamyan?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Telephone

Website

Address


Bamyan