Sohaib Sharifi
زنده باد انسانیت
08/07/2025
فریادی از دل غربت؛ از خاکِ تحقیر و تبعیض
اخراج دستهجمعی و بیرحمانهی مهاجران افغانستانی از سوی حکومت ایران، نهتنها نقض آشکار همه قوانین بینالمللی و اصول انسانیست، بلکه زخم عمیقی بر وجدان بشریت و نهایت جنایت آشکار و تبعیض سیستماتیک علیه کرامت انسانی است.
مهاجرت، نه انتخاب است و نه جرم. مهاجرت، آخرین راهیست که یک انسان در تاریکی ناامنی، فقر، جنگ و بیپناهی برمیگزیند. مردم رنجدیدهی افغانستان، ایران را بهخاطر همدینی، همزبانی، و اشتراکات فرهنگی برگزیدند. اما چه تلخ که همین مشترکات، امروز به خنجری بر پشتشان تبدیل شدهاند.
کدام دین و کدام وجدان میپذیرد که:
گذرنامه و شناسنامه انسانی را پاره کنند؟
بر صورت جوانش سیلی بزنند؟
مادر و دخترش را تحقیر کنند؟
پدر را پیش چشم خانوادهاش با لگد بزنند؟
مادری حین اخراج با درد زایمان، بدون دارو و درمان، در میان انبوهی از مردم کودک خودرا به دنیا میآورد و همان مادر و نوزاد را محقرانه از کشور برانند؟
این، قانون نیست. این، قساوت است.
این، برادری نیست. این، خیانت به انسانیت است.
و دردناکتر از همه؛ سکوتِ بسیاری از ماست…
درحالیکه پدران و مادران ما با اشک، به مرزها رانده میشوند، بعضیها دست به دعا برای پیروزی ایران در برابر اسرائیل بلند کردهاند. بعضی دیگر، اعلان آمادگی برای جنگ به نفع ایران میکنند. روشنفکرانی هم هستند که با چشمان بسته و زبانهای پر از تملق، رهبرانش را ستایش میکنند و حتا افتخارات ما را به نام آنها سند میزنند.
اما هیچکدام، صدای گریهی طفلی را که در خاک غربت به دنیا آمده نمیشنوند.
هیچکدام، چشم در چشم مادری نمیدوزند که با چادر خاکآلود، در صف اخراج ایستاده است.
هیچکدام، قلبشان برای پدری که نان را از غرورش برید، نمیلرزد.
نفرین بر تمام شعارهای برادری، وقتی که در عمل، چیزی جز شکنجه و تحقیر نصیب ما نمیشود.
با درد فراوان
صهیب شریفی
27/09/2024
قهار عاصی بهمعنی واقعی "شاعر عشق و آزادی" بود
عاصی در روزگار خوفناکی که هر روز مردم به جرم آزادیخواهی، حق طلبی و عدالت با تیغ برندهی نظام وقت بریده و یا نابود میشدند، با جسارت شعر آزادی میسرود.
عاصی با دلخوشی فراوان امیدوار آمدن آزادی و عدالت در میهناش بود و چه چشمانتظاریهایی که به آمدن آن نکشید، اما این دلخوشی و امیدواریهایش به یاس و ناامیدی مبدل شد. حتا روایت است که عاصی بعد از آمدن مجاهدین اکثریت مطلق شعرهایی که برایشان نبشته بود را آتش زد.
عاصی در بدترین شرایط وقت که گلولهها هر لحظه در انتظار مسخ انسانها بودند و جامعه با سلاحهای سنگین و ماشه بهدستان شلیکگر مجهز بود، تندترین انتقادها را داشت. او همه چشمدیدها و رویدادهای زمان را بهروی کاغذ آورد و تاریخی ساخت که هیچ نویسنده، شاعر و منتقدی جسارت آنرا نداشت و ندارد.
عاصی در کتاب "آغاز یک پایان" به جزیات تباهی و به خاک و خون کشیده شدن کابل را روایت میکند.
عاصی عاشق وطن و مردماش بود و همواره از درد و بیکسیهای مردم خود حکایت میکند و فریاد سر میدهد. همین احساس بلند و وابستگی عاصی به میهن و مردماش او را نگذاشت از میهن بیرون برود و از وطن فراری شود. او به تار و پود میهناش عشق میورزید و توصیف میکرد.
و چه زیبا گفت:
چندی چو گذشت از سری مردن من
چون خاک تکاند تار و پودی تن من
ایدوست بیا و گوش کن زمزمهای
از سینهی گور میهن ای میهن من
همین عشق و وابستگی عاصی به وطن و مردماش بلاخره باعث شد که در وطن با مردمش بماند. همین شد که عاصی قربانی سلاخیگران و جلادانی شود که در نوشتههایش از آنها به عنوان فرعونهای مادرزاد یاد کرده بود.
عاصی با یک عالم عشق، آرزو و وابستکیاش به زیر خاک رفت ولی او به عنوان نماد شاعر عشق و آزادی ماندگار شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
با درد
صهیب شریفی
کسیکه عیب ترا پیش چشم بنگارد
ببوس دیدهی او را که بر تو حق دارد
صائب_تبریزی
بیشتر مردم عدالت را از آن جهت دوست دارند كه میترسند روزی به آنها ستم شود.
"ارسطو"
آیینهایم و غیر حقیقت نگفتهایم
در ما بهقدر یک سر سوزن نفاق نیست
فاضل نظری
درباره کسی با سوالات اش قضاوت کن، نه با جواب هایش….
فرانسوا ولتر
22/02/2022
یکپارچگی وجودی
در طول تاریخ همه فرزانگان و عارفان یا بنیانگذاران ادیان و مذاهب و همه الهیدانان و بخش عظیمی از فیلسوفان و بخش عظیمی از روانشناسان قائل بودند به اینکه انسان در طول زندگی این جهانی خود غیر از نیازهای مادی، نیازهای دیگری به نام نیازهای معنوی نیز دارد. من برای فهم بهتر نیازهای معنوی، بهصورت ساده این دو دسته از نیازها را از یکدیگر تفکیک میکنم تا برای دوستان، پذیرش نیازهای معنوی امکانپذیر باشد.
انسان یک سلسله نیازها دارد که اگر این نیازها برآورده نشوند، کمیت زندگی این جهانی او را به خطر میاندازند و به زبان ساده انسان نمیتواند عمر طبیعی خود را سپری کند و به عبارتی دیر یا زود میمیرد. این دسته از نیازهای مادی بهگونهای هستند که حتی اگر یکی از آنها برآورده نشود کمیت زندگی ما به خطر میافتد و ادامه زندگی برای ما محال میشود. از این نیازها به نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای زیستشناختی و یا ضروریات زندگی تعبیر میشود.
این دسته از نیازها که از آنها بهعنوان نیازهای مادی تعبیر میکنیم فهرست مشخصی دارند و شامل اکسیژن هوا، نور خورشید، حرارت خورشید، آب، خوراک، پوشاک، مسکن و خواب و استراحت میشود. اگر نیازهای مادی انسان برآورده شد کمیت زندگی این جهانی او حفظ میشود و اگر او متوسط عمر یک انسان را تجربه کند علاوه بر نیازهای مادی، نیازهای دیگری پدید میآید که به کیفیت زندگی او مربوط میشود و به زندگی انسان کیفیت میبخشد. از این دسته از نیازها به نیازهای معنوی تعبیر میکنیم.
نیازهای معنوی با کیفیت زندگی ما کار دارند و اگر جواب داده شوند کیفیت زندگی ما را بهتر میکنند و اگر برآورده نشوند کیفیت زندگی را بدتر میکنند بهگونهای که ممکن است به بیزاری از زندگی بیانجامد و علیرغم برآورده شدن نیازهای مادی، فرد را دچار خودکشی یا نوعی ویرانی سازی زندگی از طریق اعتیاد، الکل و ... کند.
نیازهای معنوی به اندازه نیازهای مادی وضوح و تشخص ندارند و به عبارتی کسانی که نیازهای معنوی را مطرح میکنند به یک اجماع کلی و کامل درباره این فهرست نرسیدهاند؛ البته برای نزدیک شدن فهرستها، تلاشهای فراوانی صورت گرفته است و دور از انتظار نیست که تا دهه آینده با توجه به تحقیقات وسیع جهانی که در حال انجام است در این فهرستها اجماع و اتفاقنظر حاصل شود.
یکی از معروفترین این فهرستها، فهرست آبراهام مزلو روانشناس معروف آمریکایی در کتاب دین، ارزشها و تجارب اوج است. علاوه بر این فهرست، فهرستهای دیگری نیز وجود دارد که بدان اشاره نمیکنم.
آنچه که در ارتباط با نیازهای معنوی بر آن تأکید دارم توجه به این نکته است که نیازهای معنوی کیفیت زندگی ما را در محدوده خود نگه میدارند و میتوانند کیفیت زندگی ما را تعالی یا نزول ببخشند. به چند مورد از نیازهای معنوی اشاره میکنم.
یکی از نیازهای معنوی که برای انسان در ارتباط با خود مطرح میشود نیاز به یکپارچگی وجودی است که از آن تعبیر میکنیم به نیاز آشتی با خود. یکپارچگی وجودی بدین معنا که تمام ساحتهای وجودی من با یکدیگر در صلح هستند و کل وجود من با هم هماهنگ است؛ گویی کل وجود من یک ارکستر سازمانیافته است که یک رهبر ماهر و قوی دارد که تمامی وجود را با یکدیگر هماهنگ کرده است؛ بهگونهای که تنها یک آهنگ از درون من به گوش میرسد. در روانشناسی وجودی معمولاً از این نیاز به یکپارچگی وجودی تعبیر میشود. یکپارچگی وجودی بدین معنا است که همه ساحات وجود من که شامل باورها، خواستهها، احساسات و عواطف، گفتار و کردار میشود در درون خود سازگاری دارند و در مرحله بالاتر ساحتهای من با یکدیگر نیز ناسازگار نیستند؛ مثلاً گفتار من منطبق با باورهای من است و برخاسته از احساسات و عواطف من و نیز هماهنگ با خواستههای من و یا مثلاً خواستههای من در تضاد با احساسات و باورها و گفتههای من نیست و.... .
انسانی که یکپارچگی وجودی دارد با خود در صلح است و دچار سرزنش و ملامت خود نمیشود و با خود در ستیز نیست. هر انسانی طالب صلح در درون است و از ستیز درونی ناخشنود است؛ بنابراین یکپارچگی وجودی یکی از نیازهای معنوی است.
دومین نیاز معنوی انسان این است که بتواند با تنهایی خود کنار آید. نیاز سوم، توانایی دور کردن ترس از مرگ در درون است. زندگی آرمانی ما هنگامی است که دائماً با اندیشه ترس از مرگ، زندگی و کام خود را تلخ نکنیم. نیاز دیگری که داریم نیاز به آزادی فلسفی است و به تعبیر امروزی ما نیاز داریم که احساس کنیم خود ما بر سرنوشت خود تسلط داریم و تحت تسلط و اختیار دیگران نیستیم که منطبق با خواسته و اراده آنها زندگی کنیم و باید احساس سوار بودن بر سرنوشت خود را داشته باشیم.
مصطفی ملکیان
20/06/2021
از دیگران شکایت نمیکنم بلکه خودم را تغییر میدهم، چرا که کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن دنیاست.
کوروش
انسان ۲ سال نیاز دارد که حرف زدن بیاموزد و ۵۰ سال نیاز دارد تا سکوت را بیاموزد.
ارنست همینگوی
17/05/2021
«یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»:
خداوند بدیهای ایشان را به نیکیها و گناهانشان را به طاعات و عبادات تبدیل مینماید!
کرم و لطف خداوندگار، گذشت او با گذشت انسانها، و مهر او با مهر انسانها تفاوت از زمین تا آسمان دارد.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the public figure
Telephone
Website
Address
Parvan