Azda Yahayai
Journalist, Presenter, University Teacher, Reader, Writer.
02/05/2024
اجبار!
اجبار در هر امری دخالت داشته باشد، ماهیت امر را خدشه دار و کیفیت امر را به صورت فاحش کاهش خواهد داد.
آن امر میتواند اخلاقی باشد، قانونی باشد، اجتماعی باشد و حتی میتواند یک امر دینی باشد.
برای مثال: اگر ریاست ترافیک دریورهای سطح شهر را به دلیل مراعات نکردن چراغهای ترافیکی جریمه کرده باشد و بعد از مدت زمان طولانی یا کوتاه مدت تمام دریورهای سطح شهر به صورت احسنت چراغ های ترافیکی را مراعات بکنند به یاد داشته باشیم، هیچ گاهی نمیتوانیم ادعا بکنیم و خوشحال باشیم از این که ما شهروندان با فرهنگی هستیم که چراغهای ترافیکی را مراعات می کنیم. چرا؟ چون قبلا از سوی قانون با جریمه کردن نقدی دریورهای سطح شهر اجبار تحمیل شده است. بنابراین، اجبار در هر امری دخالت داشته باشد، ماهیت امر را خدشه دار و کیفیت امر را به صورت فاحش کاهش خواهد داد.
Azda
02/10/2023
معرفی کتاب بالهای شکسته
کتاب بالهای شکسته نوشتهٔ جبران خلیل جبران و ترجمهٔ محمد ابراهیمی کاوری و لفته مولایی است. انتشارات کلیدر این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر، داستان عشق نافرجام جبران و سلمی کرامه است. پدر سلمی کرامه به خواست یکی از کشیشان، دختر را به عقد برادرزادهٔ او درمیآورد.
درباره کتاب بالهای شکسته
کتاب بالهای شکسته، روایتگر داستانی عاشقانه است.
خواندن کتاب بالهای شکسته را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی پیشنهاد میکنیم.
و اما، پیشنهاد شخصی بنده خواندن این کتاب را به آنعده از عزیزانی که بعد از ازدواج متاسفانه به دلایلی متعددی نتوانستهاند، مادر یا پدر شوند پیشنهاد میکنم تا مطالعه نمایند. اللخصوص برای آن والدینی که دارای فرزند هستند و لج باز و کله شق هستند.
درباره جبران خلیل جبران (نویسنده)،
جبران خلیل جبران در ۶ ژانویۀ ۱۸۸۳ و در خانوادهای مسیحی مارونی به دنیا آمد. او اهل بشرّی لبنان و یک نویسندهٔ لبنانی-آمریکایی است.
جبران خلیل در کودکی در فقر مطلق زندگی کرد و به همین خاطر از سواد و تحصیل بیبهره ماند. او پس از مهاجرت مادرش به آمریکا، توانست به مدرسه برود؛ پس در جوانی، تصمیم گرفت به آمریکا بازگردد تا زبان عربی را یاد بگیرد.
در جنگ جهانی اول جبران خلیل در جبههٔ آزادیخواهان فعال بود و در نشریههای عربیِ مهاجران عرب در آمریکا، مقالات، شعر و داستان منتشر میکرد. مهمترین کتاب او یعنی پیامبر در سال ۱۹۲۳ منتشر شد.این نویسنده و شاعر، به نگارش اشعار معنوی و عرفانی پرداخت؛ اشعاری که میتوانند تأثیرات عمیقی بر روی خوانندگان خود بگذارند. از اینرو است که قلم خلیل جبران، لطافتِ خاصّ اینگونه نوشتارها را در خود دارد.
بخشهایی از کتاب بالهای شکسته
«هجده ساله بودم که عشق، دیدگانم را به پرتو سحرآمیز خود گشود و نخستین بار، با انگشتان خود، جانم را لمس کرد. سلمی کرامه نخستین زنی بود که با خوبیهایش، روحم را بیدار کرد و پیشاپیش من، به سوی بهشت احساسات والا رهسپار گردید؛ آنجا که روزهایش همچون رؤیا و شبهایش بهسانِ جشن عروسی است. سلمی بود که به زیبایی خویش، مرا پرستش جمال آموخت و با لطافت خود، زوایای پنهان عشق را نشانم داد. هم او بود که نخستین بیت از قصیدهی روحانی زندگی را در گوشم نجوا کرد.
کیست که نخستین عشق زندگیاش را از یاد ببرد؟ آیا کسی را که بیخبری نوباوگی را به هوشیاری آکنده از هراسِ دوستداشتنی، بیرحمی شیرین و تلخی گوارا مبدل ساخته، فراموش میتوان کرد؟ کیست که دلش در اشتیاق آن لحظهی شگفتانگیز، پرپر نزند؟ لحظهای که چون نیک بنگری، تمامی هستی آدمی را دگرگون میسازد، ژرفای وجودش را فراخ و گشاده میگرداند و آن را از هیجانی لذتبخش آکنده میکند، هرچند با تلخی انکار درآمیخته؛ و از اشک و اشتیاق و دلتنگی لبریز باشد.
هرجوانی یک سلمی دارد که به هنگام بهار جوانی، درست در لحظهی بیخبری، از راه میرسد، تنهایی او را مفهومی رؤیایی میبخشد، اضطراب روزهایش را به الفت میآمیزد و آرامش شبهایش را از نغمههای دلانگیز مالامال میکند. من نیز در میان کشمکش طبیعت و گفتههای صفحهها و کتابها سرگردان بودم، که ناگاه صدای عشق را شنیدم که از زبان سلمی در گوش جانم نجوا میکرد. زندگیام، همچون خواب آدم در بهشت، تهی، بیحاصل و سرد بود که یکباره سلمی را چون ستونی از نور در برابر خویش دیدم. بدین ترتیب، سلمی برای این دلِ مالامال از اسرار و شگفتیها، حوّا بود. او بود که ژرفای هستی را بر دلم عیان ساخت و آن را همچون آینه در برابر شبحها برآورد. حوّا، به نیروی ارادهی خویش و فرمانبری آدم، او را از بهشت بیرون برد، اما سلمی کرامه، به جمال خویش و لیاقتِ من، دروازهی بهشت عشق و پاکی را به رویم گشود. اما آنچه بر سر انسان نخستین آمد، مرا نیز گرفتار کرد؛ شمشیر آتشینی که او را از بهشت راند، و حتی پیش از آن که نافرمانی کنم و طعم میوهی خیر و شر را بچشم، از بهشت بیرونم راند.
اکنون، سالهای تاریکی گذشته با گامهای خود، نقشِ آن روزها را زدوده و از آن رؤیای زیبا جز خاطرات دردآور، چیزی برجا ننهاده است. خاطراتی که بالهای نامرییاش را بر سرم گشوده، از ژرفای سینهام آهِ حسرت؛ و از دیدگانم سرشک نومیدی و افسوس بر میآورد.. و سلمی، سلمی زیبا، در پس افق آبی آسمانی پنهان گشته و در این دنیا جز آهی دردناک در دل من؛ و قبری سنگی به زیر سایهی درختان سرو، از او هیچ برجا نمانده است. آن قبر و این قلب، همهی بازماندهای است که میتواند هستی را از سلمی خبر دهد. هرچند آرامش نهفته در گور، سِرِّ نهانی را که خدایان در تاریکی تابوت به ودیعت نهادهاند برملا نمیکند و خشخش برگهای شاخههایی که عصارهی پیکر آدمی را به درون خود میکشند، رازهای پنهان در حفرهی قبر را بازگو نمیکنند، اما آه برآمده از این مصیبتِ برآمده از زیبایی و عشق و مرگ را در برابر روشنایی به تصویر میکشد.»
آزدا
18/09/2023
۱۵ نکته مهم از کتاب روانشناسی پول!
۱. پول فقط یک وسیله است، نبود آن به معنای ختم زندگی نیست.
۲. اجازه ندهید که مصارفتان در زندگی توسط احساساتتان کنترل شود، بلکه با درک و فهم واقعی مصارف اضافی و بیجا را کنترل کنید.
۳. از پول برای درازمدت سرمایهگذاری کنید. بازار سهام در کوتاه مدت جهشهای بالا و پایین زیادی را میپیماید، اما در دراز مدت حتما به ارزش آن افزوده میشود.
۴. زمان خرید و فروش در بازار را بر اساس حدس و گمان تعیین نکنید. هیچ کسی قادر به پیشبینی دقیق از آینده نیست، پس بهتر است در خرید و فروش به اساس حدس و گمان تصمیم نگیرید.
۵. روی یک کار سرمایهگذاری نکنید. در این زمینه مثل معروف است که میگوید: "تمام تخممرغها را در یک صندوق نگذارید!". لذا برای مدیریت و کاهش ریسک بهتر است روی چند کار متفاوت سرمایهگذاری کنید.
۶. از ریسکپذیری نترسید و اگر در انتخاب ریسکها سنجیدهتر عمل کنید، نتیجهی موثرتری خواهید گرفت.
۷. در پرداختیها، خودتان را در اولویت قرار دهید. قبل از اینکه درآمدهای تان را روی چیزهای دیگر مصرف میکنید، مطمئن شوید یک مقدار پول برای آینده خود تان در نظر گرفته اید. بخش مهم، سرمایهگذاری روی خود تان است که باید خیلی جدی در نظر بگیرید.
۸. از حد اوسط معیارها کمی پایینتر زندگی کنید، منظور این است که خرج و مصرفهای اضافی و بیارزش را از زندگی حذف کنید، هرچه این پولهای اضافی را پسانداز کنید، ایدههای جدید سرمایهگذاری در آینده را بهتر تامین مالی خواهید کرد.
۹. هیچگا خود تان را با دیگران مقایسه نکنید. هرکس مسیر خود را میپیماید، بدون اینکه در مورد داشتهها و نداشتههای دیگران نگران باشید، به اهداف مالی و سرمایهگذاری خود تان تمرکز کرده و برای رسیدن به این اهداف گام بردارید.
۱۰. صبور باشید. ایجاد سرمایه نیاز به زمان دارد. هیچکسی بجز موارد اتفاقی یکشبه پولدار نشده است. لذا خوب است این فکر را از ذهن مان دور کنیم.
۱۱. شکرگذار باشید. از تمام داشتههای مالی و به صورت کلی آنچه در زندگی دارید خوشنود باشید. شاید آنچه را شما دارید، خیلیها از آن محروم باشند.
۱۲. به دیگران کمک کنید. یکی از بهترین راه استفاده از پول، کمک به دیگران است.
۱۳. با خود تان مهربان باشید. هرکس در بخشهای مالی اشتباهاتی دارد. اگر شما نیز در این بخش دچار اشتباه شوید، خود تان را سرزنش نکرده و زجر ندهید. بهتر است از اشتباهات مان درسبگیریم و آن را باربار تکرار نکنیم.
۱۴. هرگز تسلیم نشوید. مسیر رسیدن به استقلال مالی طولانی و پُر از خم و پیچ است، اما با وجود طوفانی بودن مسیر، ارزش سفر را دارد. اهداف خود را تعیین کنید و برای رسیدن به این اهداف هوشمندانه و سخت کار کنید.
۱۵. پول خوشحالی نمیآورد، اما میتوان توسط پول تا حدی امنیت و آرامش فکری خرید!
* این کتاب توسط مورگان هاوسل نوشته شده و در مورد بُعد احساساتی پول بحث کرد است و بیان میکند چگونه احساس مان نسبت به پول باعث میشود تصمیمهای بد بگیریم.
محتوای کتاب به ما کمک میکند تا به این احساسات نادرست غلبه کرده و تصمیمهای بهتر مالی بگیریم.
امیدوارم از نکات فوق لذت برده و در زندگی تان استفاده کنید.
پ.ن:
برگرفته شده از صفحهی رسمی فیسبوک، جناب استاد محترم، حبیب بهزاد.
16/09/2023
چرا؟ تمام امتیازات معنوی این صفحه را تقدیم میکنم، به آنعده از عزیزانی که به دانش و مهارت ارزش قائلاند.
پنجشنبه هفته قبل، با استاد و برادر عزیزم حبیب بهزاد به یک ملاقات از پیش تعيين و تعریف شده رفتم.
بعد از گفتو شنود اندکی مختصر، اما پُر محتوا، محل ملاقاتمان را ترک کردیم؛ و زیر آفتاب ملایم ۲۰ درجه یک مسیر مشخص را با هم دو به دو قدم زدیم.
از آنجای که به خط پایان مسیرمان نزدیک میشدیم و بعد از رسیدن به خط پایان نتیجه میشد، نخود نخود هر کس برود خانه خود.
اما قبل از روبه رو شدن با چنین فرجامی، او آخرین کتابی را که ترجمه کرده بود، تحت عنوان: "مهارتهای ارائه مطلب برای مدیران" را برایم تحفه داد،
من هم از دل و جان وعده سپردم که بسیار دقیق و با دنیایی از علاقهمندی بخوانمش.
آنچه را که در ورق دوم کتاب خواندم، صادقانه اگر بگویم متأثر شدم. و به همین دلیل تمام امتیازات معنوی این صفحه را تقدیم میکنم، به آنعده از عزیزانی که به دانش و مهارت ارزش قائلاند.
در ورق دوم کتاب نوشته بود: "تقدیم به کسانی که به دانش و مهارت ارزش قائلاند."
حقا که درست گفتهاند: "شاید یک جمله بتواند، دنیایی را دگرگون کند." سرزمین دل من را سخن ورق دوم کتاب حبیب بهزاد دگرگون نمود.
حالا بهتر درک میکنم، که منظور استاد اردشیر رستمی از این جملهشان چی بوده است، انسانها با از دست دادن پدر و مادرشان یتیم نمیشود، انسانها از آن لحظه یتیم میشود که دیگر فکر کردن را میآموزد.
بعضی از انسانها بدون آنکه با همدیگر معرفتی داشته باشند ویا شناخت قبلی داشته باشند، چقدر شبیه هماند.
مانند، آقای بهزاد که شبیه آبیهای عزیزم (به زبان ترکی برادرهای بزرگوارم) هستند.
نوت:
در این صفحه، هر آنچه که در این آشفته بازار زمانهمان موثر و مفید واقع شود، را به دست نشر خواهم سپرد تا که بتوانیم از جهل زمانهمان و توهمی که دامنگیرمان شده است، راهی یابیم.
واما
ایزد همه من و شما را یار باد.
برادر کوچک شما آزدا یحیایی
Click here to claim your Sponsored Listing.